

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
فردوسی میگوید، دل مردم از خرّمی شاد بود. ما خرّم روز یا جشن دموکراسی از یکم تا هشتم ماه دی را که جشن پیدایش و زایش خورشید و جمشید (شید=نی) که نخستین انسان باشد را فراموش کردهایم. زمستان در اصل به معنای شهر رام، زنخدای موسیقی و رقص و آواز بوده است. بهرام اصل نرینگی و رام و خرّم باهم دو چهرهی اصل مادینگی بودند که هر سه چهره بهمنند که اصل بزم و خنده و ساماندهی است. از هم آغوشی این خدایان بود که شهر خرّم بوجود میآمد. خون که همان هون است به معنای به هم بافتن است و هما یا ارتا که قانون و عدالت باشد به رگها نیز گفته میشد. در فرهنگ ایران، مردمسالاری با غایت تجاوز و چپاول و استثمار ملل و اقوام دیگر، حکومت دلبخواه نبود! بلکه مردمی سالاری مردمان بود. خود در فرهنگ نخستین ایران از جشن هماندیشی و همآفرینی و همکاری و همآهنگی و همآمیختگی و یگانگی چهار نیروی درونی خرٌم بود. درحالیکه در ادیان ابراهیمی خود حقیقی فقط روح است که به سعادت میرسد و بدین ترتیب خودپرستی روحی مقدس بوجود میآید که با حکمرانی روحانیون برای آخرت میجنگد! این اندیشهی برتری آسمان بر زمین، برتری خالق بر مخلوق، برتری عقل بر جسم و عواطف در فرهنگ ایران وجود ندارد، که بنیاد نابرابری حکومت با ملت، نابرابری طبقاتی یا نابرابری زن با مرد است
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





