

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
دوستان . . . جهان را به خوبی من آراستم / چنان گشت گیتی که من خواستم ، جمشید با پاهایش گلها را میکوبد و با دستهایش خشت که از بن خشتره که همان شهر باشد میآید، مدنیت را میسازد. در فرهنگ ایران کار ریشه در همهی هستی انسان دارد. شخم زدن زیر و رو کردن است و بذر افشانی پدید آوردن، کاری که از گوهر انسان برخیزد جهان را دگرگون میکند. در فرهنگ ایران خرد و دست به هم گرهای جدا ناپذیر خوردهاند، که به همین دلیل خرد کاربند نامیده میشود. اندیشه باید دگرگون بشود تا نو بشود، و کار باید دگرگون بکند تا نو بشود! ولی هیچ کاری نو نمیسازد تا ارزش کار در گوهر ما دگرگون نشود؟ جهان آرایی (حکومت و سیاست) به چم، آراستن و زیبا ساختن جهان است. با آمیزش خدای جوینده و خدای آرزو، جم و جما که بن انسان در فرهنگ نخستین ایران باشد پدید میآید. بینش از آزمودن پدیدار میشود. با شک کردن و رد کردن میشود گسست؟ ولی نمیتوان آفرید! اندازه، هماهنگ ساختن بن چیزها با هم است. ضحاک (میتراس) بیخرد، نخستین کسی بود که آموزگار داشت. مولوی میگوید؛ آب بد را چیست درمان، باز در جیحون شدن / خوی بد را چیست درمان، باز دیدن روی یار / ساعتی میزان آنی ساعتی موزون این / بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





