

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
دوستان . . . روز و شب بر خشک کشتی راندهام/گرچه دائم غرق طوفان میزیم (عطار) ، قصهی نوح کل تفکر ادیان ابراهیمی را معین میکند، و همهی سیاستشان بر همین بنیاد ترس و زور و وحشت و نابودی.. "طوفان" استوار است تا ایمان به ناخدای کشتی و منجی بکار آید، و شریعتشان به اصطلاح ارزش داشته باشد. طوفان خشم نه فقط یکبار پیش از تاریخ، بلکه بیان روزمره بودن آن است! اجتماع باید همیشه در حالت اظطراری و بحرانی و قوانین نیز در چنین وضع فوقالعاده، استثناییاند و شدت و حدت میگیرند. به دیگر سخن در این ادیان نوری (بهگونهای دیگر الهیات زرتشتی همچنین)، آرامش و آسایش و آشتی که برای ما عادی است، برای معتقدین به نوح، غیر عادی است! و این وضعیت انقلابی است که عادیست. محتوای طوفان نوح خلاصه میشود در؛ هر که ایمان به یهوه و پدرآسمانی و الله دارد، حق زیستن دارد، و بیاعتقادان حقانیت به زیستن را از دست میدهند، حقوق بشر پیشکش؟! ولی در فرهنگ ایران سخن از توفان مهر (عشق)، اولویت جان بر ایمان است. در تورات از همان آغاز بریدگی زمان پیش میآید. یهوه با اراده، هر روز جدا جدا، بخش دیگری از جهان را خلق میکند. اراده، همیشه فطرت قاطعیت و برندگی دارد، گسستن، شکستن، پاره پاره کردن، اره کردن... ولی در فرهنگ ایران، هر بخشی در پایان خویش تخمی پدید میآورد، که بخش دیگر از آن میروید. جم و جما از ارتافرورد همزمان میرویند، در حالی که آدم و حوا جدا از هم! در فرهنگ ایرانی هلال ماه، همان کشتی است، که با دزدی داستان و تغییر محتوا، کشتی نوح شده است. اروپاییها پیش از هواپیما، کشتی هوایی میگفتند. هلال ماه برای ایرانی زهدان آفریننده آسمان بوده است. و در درون این هلال ماه، تخم همهی زندگان قرار داشت و در آنجا همهی جانها گزند ناپذیر بودند. درحالیکه کشتی نوح، فقط جای برگزیدگان ایماندار بوده است، نه همهی جانها! در شاهنامه این جمشید است که برای نخستین بار کشتی میسازد، و گرداگرد جهان میگردد، و سپس به آسمان، به سپهر که به آن دریای اختر میگفتند میرود. به کردار دریا بود کار شاه/به فرمان او تابد از چرخ ماه/یکی آنکه گفتی زمانه منم/بد و نیک او را بهانه منم
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.



