پادگرد
کاور سکولاریته و مرجعیت
فرهنگ اصیل ایران

سکولاریته و مرجعیت

۲۹ بهمن ۱۴۰۲ · 36 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

دوستان . . . هر که خواهد گو بیا و هرچه خواهد گو بگو/کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست (حافظ) ، تو کیی در این ضمیرم که فزون‌تر از جهانی/تو که نکته جهانی ز چه نکته می‌جهانی (مولوی) ، در کعبه ز اسرار حقیقت خبری نیست/این زمزمه از خانه خمار بلند است (صائب) ، هر کسی دینی غیر از اسلام بپذیرد، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد!؟ (قرآن) ، وحدت کلمه میان نیاکان ما، بی‌معنی و پوچ بود. آنها وحدت اجتماع را در هم‌پرسی می‌دانستند. به گونه کلان در فرهنگ ایران دین یک امر پذیرفتنی نیست، بلکه زایشی است. دین را یک مرجع مقتدر معین نمی‌کند، در گوهر هر فردی نهفته است، یا به سخن دیگر هر کسی به بینش دیگری آبستن است. مرجع ایرانی بهمن است که در اندرون اوست. درگاه، در، بن یک ساختمان شناخته می‌شد. پیشینیان ما به آستانه در ورودی فروردین می‌گفتند که معنای آغازگری و نوآوری داشت. واژه شوخ در اصل به معنای زیباییست که یکی از نام‌های سیمرغ بوده است. خمار، خمر، می، باده، نوشین باده یکی از نام‌های رام بوده است. راستی، با نوشیدن باده (مایه/آب) از تخم انسان می‌روید/می‌شکوفد. کاه هرگز به ژرفای دریا نمی‌رسد و منکر آن می‌شود که دریا ژرف است! ولی این سنگ سنگین است که به ژرفا می‌رسد... فلسفه‌ی فرهنگ ایران بسیار ژرف‌تر از آن است که بتوان با حکایت و روایت به اصطلاح ایران‌شناسان سطحی‌نگر به آن رسید . . . ژرف اندیشی=دانایی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.