پادگرد
کاور سکولاریته و نوروز
فرهنگ اصیل ایران

سکولاریته و نوروز

۲۷ اسفند ۱۴۰۲ · 59 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

دوستان . . . نوروز، جشن فرشنافه بوده که نخستین زاده باشد. سیمرغ (خدای ایران) زاده و دگرگون به گیتی می‌شود. نوروز جمشیدی پیشتر به نام روز فرخ یا خرّم بوده است. منی کردن جمشید، منیدن=اندیشیدن ، مسخ و دشمنی الهیات زرتشتی و سپس الاهان دیگر را به دنبال داشته که چی؟ نباید یک فرد با پژوهش و خرد خود به ساختن گیتی بپردازد، و مانند پرواز جمشید در عالم بینش بر ضد معرفت الهی به معراج (بالا) برود! به همین دلیل چهار پر، چهار نیروی بن درونی را از او که نخستین انسان باشد می‌گیرند، تا دیگران را بدینسان باز دارند. خشت از خشتره می‌آید که با مدنیت کار دارد، و واژه‌ی شهر، ایران‌شهر امروز ما به آن برمی‌گردد. ایرانی با منیدن به هفت خان آزمایش می‌رود تا به چشم خورشید گونه برسد. نیاز به رستاخیز فرهنگ اصیل ایران، نیازی است که جامعه را در ژرفایش تکان داده و فرا گرفته و دیگر آن را رها نخواهد کرد. نیازی نیرومند به جستجوی خود است. هزاره‌ها هنر و بزرگی ما را تحقیر و زشت ساخته‌اند و گناه و جرم شمرده‌اند! برای نمونه الهیات زرتشتی نخستین روز آفرینش را با آمیختن اهریمن با گیتی مسخ کرده و نکوهیده و از آن جشن توبه از گناه ساخته است. نوروز بن زمان است، نه تنها روز نخست که سپس دوم و سوم می‌آید. هر روز نوروز است. مسئله‌ی حقیقت (راستی) به دلیل کششی که دارد، همیشه مسئله‌ی کشف حقیقت در دروغ و فریب است! جشن‌های ایران، همگی جشن‌های زمان بوده‌اند، نه اشخاص و اتفاقات. زمان بیکرانه یعنی از هم پاره نمی‌شود و گذرا و فانی نیست. جهان جان، همه یک جهان است که به هم پیوسته است. مولوی می‌سراید؛ همه در بخت شکفته همه با لطف تو خفته/همه در وصل بگفته که خدایا تو کجایی/همه همخوابه رحمت همه پرورده نعمت/همه شه‌زاده دولت شده در دلق گدایی/چو من این وصل بدیدم همه آفاق دویدم/طلبیدم نشنیدم که چه بد نام جدایی ، درخت زمان نایی بوده است، پر از بندهای نی (تصویر نیاکان ما از زمان). انجام پایان نیست، بلکه هر انجامی اصل میان و آفریدن و بسته شدن (بند) به پاره‌ی دیگر است. واژه یوغ همان یوگای هندی است، که یکی از معانی‌اش پیوند است. نیاکان ما بر این باور بوده‌اند که آفرینندگی گردونه‌ایست که دو نیرو (بهرام و سیمرغ) بوسیله اصل ناپیدای سوم که بهمن باشد به هم چسبیده‌اند (سه تای یکتا)، آن را می‌کشند. واژه‌ی همزاد=بهروز+پیروز=اورنگ+گلچهر=عاشق+معشوق ، در فرهنگ گوهری ایران، زندگی جاودان است . . . هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.