
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
دوستان . . . چرا حافظ و عطار از نبودن دوست درد میکشیدند و آرزوی بازیافتن دوست خود را داشتند؟! گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست/هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است ،یا، نگه مکن به دو عالم از آنکه در ره دوست/هر آنچه هست به جز دوست عزی و لات است ، همهی جهان از دوست پر شده و لبریز از این گوهر است، یعنی همه با هم برابرند. همین واژهی دوست، زوش ما به یونان رفته و زئوس شده است. دوسانیدن=اصل به هم چسبانیدن همهی چیزها، بن هستی هر چیزی است. مایهی شرمساری است که در ذهن ایرانی تنها نام اهورامزدای مسخ شده (خدای نور بیکران زرتشتی) نقش بسته و آگاهی از نامهای دیگر خدای ایران مانند لاغیس، نداریم! واژهی جیگر یا کبد، با مهر و زندگی کار دارد و بن میان در میان همهی چیزهاست. نخشاندیشی نیاکان ما در گذشته، امروز برای ما نامفهوم و گنگ و نادرست و غیرمنطقی به نظر میآید! ولی فلسفهی عشق و مهری که چکیدهی فهم آنها از طبیعت در تصاویری همچون زهدان هلال ماه و خوشه پروین را نمیتوان رد کرد. ژد=سمغ=شیرابه=انگم=چسب گوهری خدای مهر ایران ، نیاکان ما به کوزهگر، دوسینگر میگفتند که به مانای کسی که آب و خاک را به هم میچسباند. واژهی آقا، آغا، که از آگ و هاگ میآید، به چم تخم است که نشان اصالت یا همان از خود بودن است
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
