
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
دوستان . . . چگونه فلسفهی آیین مهر در فرهنگ ایران پیدا شده و رشد کرده و هزارهها در اندیشه ایرانی ریشه دوانده است؟ همهی مردم شیر از پستان خدای مهر، از جامباده، جامدمنی، جامجم، دوستگان، ساتگین، قدح(گده/ژد) مینوشند. آیین مهر، جدا و غیر از آیین میترائیسم است! ساتگین=سات(پیوند و دوستی) + گین(زهدان،پستان،جام،شیشه) ، باد و باده یک واژهاند، که مانای اشغ و مهر داشتهاند. مهستی=ماهستی=زنخدای ماه ، که اصل پیوند و مهر و دوستی است. واژهی مجستی یا مئیستت در غرب هم، ریشه ایرانی دارند. در بندهش، ابر که پریکا یا شاه پریان باشد، جام باده است. واژهی دل=دیل(دیآل)=ارد=ارتا=زنخدا خرّم که سرچشمهی مهر شمرده میشد و بدلیل مرکز پمپاژ خون و گرمی بودن، به آن بادآهنج یا زره دای نیز میگفتند. نوشیدن از جام باده برابر آمیخته شدن با خدا (بنی که در همه چیز هست) بود، که رابطهی مستقیم انسان با اصل و گوهر هستی را نشان میداد. در شاهنامه سیمرغ در ابر سیاه بارانزا پدیدار میشود که گویای دایه و کودک و مهر بی قید و شرط همانا خودافشانی است، یا در گرشاسپنامه اسدی، گیاهان، پستان زمین یا زنخدا آرمتئی بودند. هزارهها پیش در چه پدیدههایی، چه ایدههایی را نیاکان ما یافته بودند!! مولوی، که شوربختانه بسیاری بدلیل ناآگاهی از فرهنگ گوهری ایران و کوشایی در کژفهمی پی در پی.. او را عارف اسلام زده میانگارند!؟ میسراید؛ ما همچو آب در گل و ریحان روان شویم/تا خاکهای تشنه ز ما بر دهد گیاه/بی دست و پاست خاک جگر گرم بهر آب/زین رو دوان دوان رود آن آب جویها/پستان آب میخلد ایرا که دایه اوست/طفل نبات را طلبد دایه جا به جا
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
