

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
دوستان . . . صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست/بیار نفحهای از گیسوی معنبر دوست/به جان او که به شکرانه جان برافشانم/اگر به سوی من آری پیامی از بر دوست (حافظ) ، جوانمردی بیان گوهر و دین و منش مردمی ایرانی است. در فرهنگ ایران، انسانی که جوانمرد نیست، از انسانیت (سرشت آدمی) به دور است! جوانمردی بر خلاف تعریف امروزی، در بخشش اندکی از مال خود به دیگری خلاصه نمیشود، بلکه غنا و برنایی و سرشاری وجود را در جان خود یافتن است. واژه جوان که در سانسکریت جیونه یا جیوان باشد، به مانای پر از خون و زندگی و شیر است. جی=ژی=زندگی=اشغ=جوان=زندگی بخش، زنده کننده، و واژهی برنای از پورنای میآید که به چم پر بودن بن آفریننده است که نی باشد. در سغدی به نیکوکاری پورنیانکاری میگویند، که همان زاییده شدن نیکی از پری و نیرومندی و سرشاری درون است. در فرهنگ گوهری ایران، بن انسان و هر چیزی با پری و کمال آغاز میشود، برخلاف ادیان سامی که با نقص و کمبود و جهل آغاز میشود، و به واسطهی آن مسئله گناه و نجات از گناه و ناجی خلق میشود. فرق جان افشانی با قربانی در این است که، جانفشانی به مانای کشتن و آزردن خود نیست! بلکه با نیروی سرشار از شادی خود، دیگران را زنده و تر و تازه و شاد کردن است. با دیدن پسوند مرد در جوانمردی، انگاشته میشود که تنها ویژگی مردان و نرینگان است!؟ درحالیکه درست وارونهی این پنداشت اشتباه، مردی، ویژگی زن بوده است! در کردی به جوانمردی مر دایه تی گفته میشود. مر، همان امرو در فرهنگ ایران است که یکی از نامهای خدای مهر و دوستی بوده است. مرسپنتا=افزاینده مهر و اشغ و جانافزایی است، که همان رند و رندافریس باشد. سیمرغ که اینهمانی با خوشهی زندگی و تخم همهی جانها دارد، برای آفریدن خود را میافشاند و میپراکند. از اینرو دو رویهی کردار زنخدای مهر=امرو+چمرو ، که واژههای چمران و شمیران و معرب آن جمره،جماران از همین ریشه هستند. و پسوند واژهی مر+دایهتی=دهش=خود را هدیه دادن، نمیدهد که سپس بستاند (امانت!). جوانمردی=آفرینندگی=زنخدای مهر
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
