پادگرد
کاور فریاب خرد «۱۱» سپیده‌دم/بانگ نی
فرهنگ اصیل ایران

فریاب خرد «۱۱» سپیده‌دم/بانگ نی

۲۰ خرداد ۱۴۰۳ · 44 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

دوستان . . . ای بانگ نای خوش سمر در بانگ تو طعم شکر/آید مرا شام و سحر از بانگ تو بوی وفا (مولوی) ، سپیده‌دم، بانگ نی است که جهان را از نو می‌آفریند. سپیده به چیم (معنای) نی است، و این نای است که می‌دمد و گاه نخست روز با دمیدن آغاز می‌شود. در این فلسفه می‌توان دریافت که در فرهنگ نخستین ایران، موسیقی، گیتی و مدنیت و بهروزی را می‌آفریند. موسیقی اصل کشش است. واژه‌ی آهنگ که از هنگ و هنج ساخته شده است، به سنگ بر می‌گردد. به سخن دیگر این کشش به سوی همدیگر گوهر چیزهاست که آنها را به هم متصل می‌سازد، و این یعنی همه در آفریدن و پیدایش هم‌بازند، بر خلاف ادیان ابراهیمی (نوری) که با امر باش بودن بوجود می‌آید؟ و این یعنی وجود از همان آغاز تحمیلی است!؟ (کن فيكون قرآنی) ، ما همیشه می‌اندیشیم که هر کرده‌ای باید کننده‌ای (فاعلی) داشته باشد؟ اینست که با نی، بدنبال نی‌نوازش می‌گردیم! ولی در فرهنگ ایران خدا اصل همه‌ی چیزهاست، نه کننده! یعنی همه‌ی چیزها نی هستند. بدینسان مولوی می‌گوید؛ بشنو این نی چون حکایت می‌کند/از جدایی‌ها شکایت می‌کند ، اینجا مولوی نی است. هر انسانی نی است. چونکه این خودش هست که می‌نوازد و نیازی به نی نواز ندارد... این سراندیشه‌ی «نای‌به» و اینهمانی‌اش با «وای‌به» که خدای ایران بودند، درست در سیمرغ چهره به خود گرفته، که برای ما فلسفه‌ی زندگی بوده، در این تصویر نمایان شده است. ولی شوربختانه ما امروزه می‌انگاریم که سیمرغ یک افسانه است! درحالیکه تجسم یک اندیشه‌ی بزرگ بوده است، که پیکریابی این نای است که وای در آن موسیقی می‌شود. واژه‌ی موسیقی یا موزیک از موسه ساخته شده است. مو در فرهنگ ایران به چیم نی بوده است. موسه=سه تا نی، از اینرو وای‌به یا سیمرغ یا آتش یا موسیقی.. اصل آفریننده‌ی سور و شادی و بهروزی و مهر در جهان بود. با پیدایش و آفرینش، گوهر موسیقی و آتش مهر در گیتی پدیدار می‌شد، نه با امر و قدرت! نی یا نای در فرهنگ نخستین ایران، رد همه‌ی اسباب موسیقی شمرده می‌شده است. فيلسوف منوچهر جمالی؛ می‌خواهم دوستان را هشیار سازم که، هر جنبش سیاسی، اجتماعی، هنری.. برای آزادی و آبادی ایران که استوار بر فلسفه‌ای نباشد که ریشه‌ای ژرف در فرهنگ شاد و نیرومند ایران دارد، دچار شکست خواهد شد! و من از فلسفه‌ای که ریشه در فرهنگ شاد و نیرومند ایران دارد سخن می‌گویم

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.