

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
دوستان . . . همهی تن در اندیشیدن انبازند. خرد، تراوش جگر و دل و مغز است. در فرهنگ ایران، مهر و شادی و اصل و حقیقت و غایت و معنا.. در خود هر انسانی هست، که نکته بسیار مهم و گرانمایهای است. چرا که اندام انسان، پیکریابی گوهر خدایان ایران است. رد پای این فلسفه را برای نمونه میتوان در واژهی دست=انگشت=انگ=نی است دید که اینهمانی با خرّم دارد. یا در نارستانی=زنی که شیر میدهد، شیر او سپیدی، روشنی به آفتاب میدهد... میان، همیشه نشان مهر است، چرا که دو بخش را به هم پیوند میدهد. خدای ایران که ارتا، هوفری، پری، جان انسان باشد، در میان هر ایرانی است. چرا ما امروزه به هم دست میدهیم؟ که نماد پیوند است! نام دیگر دست، کبک است، که از کبیدن میآید و به معنای به هم لحیم کردن و چسباندن است. خورشید در سغدی، خورارتا، زنخدای مهر که همان خورشید خانم خودمان است نام دارد، که به گفته عبید زاکانی در یک دست جام باده (پراکندن مهر) و در دست دیگر چنگی برای نواختن (گستردن شادی) دارد. اصطلاح امروزی رگ و پی، در فرهنگ گوهری ایران، همان ارتا و بهمن، نخستین اشغ (یوغ-جفت) جهانند. اهالی مازندران، دیو سپید (زنخدای مهر) مسخ شده در شاهنامه را میپرستیدند. در بندهش میآید که جهان از سرشت پدید آمد. تریست، سرشک، سرشت، سریشم که همان سه تا یکتا باشد. از آبی که در آن آتش است و آتشی که در آن مهر است. واژههای چاه و غار! بن تاریکیاند که در فرهنگ ایران نماد جهان اصلی (زهدان-تن) تاریک است!؟ ارتا یا بن هستی، نهفته در همهی چیزهاست. فلسفهای، بینشی، شناختی که بر پایهی جستجوست. برگزیدن ایرانی از جستن و آزمودن میآید. قصهی غار افلاطون، برگرفته از همین داستان ایرانیست.. البته بدون شناخت گوهر آن! اروس، الوس، سپید، درخشان، اسب سپید، ستاره زهره (خرّم) در سانسکریت پیکریابی شیوا، خدای هند است، که در اصل سیوا باشد، به چیم شب است. و این همان افتار یا اوتار در نیمه شب است که به شکل غار نشان داده میشود. خرد یا چشم خورشید گونه ایرانی، هم چراغی است که خود روشن میکند، و هم چشمی است که خود میبیند، و هم به آن چیزی که میبیند مهر میورزد
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.


