پادگرد
کاور فریاب خرد «۱۷» سرچشمه‌ی روشنایی
فرهنگ اصیل ایران

فریاب خرد «۱۷» سرچشمه‌ی روشنایی

۳۱ تیر ۱۴۰۳ · 31 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

دوستان . . . خون جیگر، سرچشمه‌ی روشنایی نیاکان ما بود. به خون، رنگ نیز می‌گفتند. واژه‌ی رنگ در اصل، ارانگ=ار(جنبش) + انگ (انغا،نی) بوده است. آذرفروز=سیمرغ ، در فرهنگ ایران، روشنی ابتدا به ساکن نیست! بلکه پیدایشی از آتش، به سخن دیگر بر پایه‌ی گرمی و مهر بوده است. فرهنگ ارتایی یا زنخدایی ایران، همه‌ی آب به مانای کلانش، شیرابه‌ی جهان، اصل روشنایی می‌دانست. زهدان=آبگاه یا ابر=آب‌ور ، رنگیدن=رستن=روشن شدن ، یک حقیقت واحد بنا بر فرهنگ ایران، روشن نیست! چیزی روشن است که رنگارنگ باشد. در جایی روشن می‌شوی که اندیشه‌های گوناگونی وجود داشته باشد. تنکردی=زایشی ، وخشا=درخشان ، واژه‌ی کاریز=کاه‌ریز=ریزش شیرابه از نی ، انسان در فرهنگ ایران اوز یا از نام داشت، که نی باشد. واژه‌ی جان=جی یان=جای خون یا آب، ژدی که رستاخیزنده و از نوآفریننده است. درخت سی‌شاخه=درخت زندگی=پیوستگی همه‌ی جان‌ها=خدا. در فرهنگ ایران، رد یا اثبات کردن خدا، هیچ معنی ندارد. بی‌اندازه خواهی؟ یکی از بیماری‌هایی است که "حکام" ایران از دیروز تا به امروز به آن گرفتارند! شوربختانه

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.