
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
دوستان . . . پیدایش روشنی از گوهر مهر است. شیرآبه=آپه=آوه ، ابوریحان همیشه دم از آفتاب میزد نه خورشید، چرا؟ چونکه آپهتاب، تابش آتشی که درون شیرآبههاست، نام زن خدای مهر ایران، ارتا یا سیمرغ، دایهی این جهان بود. رودآبه=دختر سیمرغ ، همین خورشید خانم فرهنگ ایران در میترائیسم، مرد (شیر+شمشیر) مسخ شده است. فرهنگی بیگانه و وارونه شده است. آپادانا=آپه+دان ، در تخت جمشید نیایشگاه خدای ایران بوده است. بغداد هم در اصل بغدان، نیایشگاه بغ، مهرآوه بوده است. نام آبادان نیز همچنین. خرابات=خرآباد=خورآپه=بادهی زنخدا آپه، خور=هور=نوشابهی مستی و راستی آور ، نیاکان ما به سخن، واژه، دم، جان، نفس... وخش میگفتند. از جذب اسانس چیزها در گیتی است، که گوهر انسان میوخشد. وارونهی میتراس (ضحاک) در میترائیسم، که با خنجر و شمشیر در دست میبرد و روشن میکند! خدای ایران با آپه، باده، آب آتشینش که همه از آن مینوشند، مانند تخمی که با جذب آب میروید و میبالد و روشن میشود.. نه با تیغ برنده! فرهنگ نخستین یا ارتایی ایران، با این پیدایش روشنی یا هستی با بریدن و قربانی کردن، با کشتن مقدس که در آیین میترائیسم به وجود آمد و در ادیان دیگر ادامه و گسترش یافت، کاری ندارد. در آیین مهر ریختن هر خونی، جنگ و دشمنی با خداست، که درست وارونه ادیان نوریست. به سخن دیگر، خون ریختن همیشه ضد حق است، و هیچ خون ریختن به حق در فرهنگ ایران نداریم. شناخت داستان سیاوش که یکی از پیکریابیهای خدای ایران، سیمرغ است، برای درک تاریخ دینی و فرهنگی و سیاسی ایران بسیار مهم است. فاجعهای که ما امروز سخت گرفتارش هستیم، همانا اینهمانی دادن حسین با سیاوش است!؟ که پنداری در دوره دیلمیها آغاز شده است. هنوز بر روی تابلوها و بیرقها میتوان نگارش "خون سیاوشان" را دید. سیاوش مانند ایرج که نشان خدای مهر ایران و ضد قدرت هستند، با حسینی که برای دستیابی به قدرت قیام میکند، یکی شمرده میشوند! تا این مبانی مسخ شده، این اصل دشمنی و کینه توزی و متافیزیکی در سیاست و دموکراسی، که اساس تفکر تشیع و بدنبال آن ملکه ذهن ایرانی شد، برای ما روشن نشود و آن را نزداییم، امکان رسیدن به آزادی نیست. نرد، هم به نی و هم به درخت برگبو گفته میشد، که اینهمانی با خدای مهر و دوستی ایران داشت، و مانای "رند" ما، درست به همین واژه برمیگردد. نرد=رند ، به چیم یکی، ولی نگارشی دگرگون
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
