پادگرد
کاور فریاب خرد «۲۷» تش‌ناک
فرهنگ اصیل ایران

فریاب خرد «۲۷» تش‌ناک

۱۵ مهر ۱۴۰۳ · 20 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

دوستان . . . چو جایی تشنگی باشد به غایت / کشد در خویشتن آبی نهایت (عطار) جامعه‌ی امروز ما، همین انسان‌های هاروتی ماروتی هستند، که در چاه اسلام آویخته شده‌اند! ولی این حکومت‌های ضد خردادی و امردادی، غافل از این هستند که آموزه‌های ضد آب (ژد) ایشان، سوزاننده و پژمراننده و خشک کننده جان و زندگی هستند، و هرچه بر خشک مغزی، خشک چشمی، خشک خوئی، خشک دستی، خشک جگری و خشک مقدسی می‌افزایند، فراموش می‌کنند، مردم که گیاه زنده‌ایست و خشکی را تاب نمی‌آورد، تشنه‌تر می‌شود (جان، تشنگی همه جهان می‌آرد). زندگی و سخن خشک برای مردم، زندگی بی مهربانی است. ایرانی، بیداد را اصل خشک شدن می‌دانست. تشنگی=تش+ناکی=پر از آتش سوزنده بودن است، که ایرانی با فلسفه‌ی آتش ناسوز (گرم) خود، بر ضد آن بوده است. برخلاف بسیاری از انگاشت‌های استوار بر قصه، و برداشت روایتی حکایتی ادبیاتچی‌ها و ایران شناسان ما از واژه‌ی خشکسالی در کتیبه داریوش هخامنشی.. آرزو می‌کند که ایران دچار خشکی جان از شیرابه راستی، از خورآپه، از مهر و شادی، از ژد بینش و روشنی بهمنی نشود! تخمی (مردمی) که در گوهرش همیشه تشنه‌ی خرداد و امرداد بماند و تخم سوخته نشود! این شریعت‌ها که ادعای حقیقت منحصر به فرد و مطلق می‌کنند، می‌کوشند تا اصالت را از انسان‌ها بگیرند. به سخن دیگر این تخم، هاگ یا حق را با درشتی و قهر سوزان و خشونتی که به خرج می‌دهند، بسوزانند و جز تخم سوخته در انسان باقی نگذارند! سوزاندن مغز انسان با غضب و امر و نهی... با این تخم‌های سوخته است که مطمئن هستند هیچ بهاری در آنها انقلاب نمی‌کند و از سترونی هیچگاه زاینده نمی‌سازد. زهی خیال باطل، که هستی خردادی و امردادی ایرانی، خشکاندنی نیست و همچو ماهی در دریای فراخکرت شناور است. به گفته‌ی صائب تبریزی؛ از دل برون نمی‌رود امید (آرزوی) بخت سبز / هرچند تخم سوخته را نوبهار نیست

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.