

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
دوستان . . . تا هنگامی که ما روند پیدایش یک بینش را میدانیم، آن خرافه نیست! بلکه خورآپه یا خونابه یا شیرابه یا رنگ است. سنگهای رنگین پیوندی تنگاتنگ با جهانبینی ایرانی از زندگی و گیتی و خدایان داشتند. خار و خارا و خره به واژهی هره برمیگردند، که هم به مانای نی و هم زن باشد. چرا جمشید در شاهنامه با جستن و برون آوردن گوهر از خارا، خواستار روشنی بود؟ واژهی روشنی، یکی رئوخشنه (نی/زن) است، و یکی رئوکنه است. به چم زایش شیره از نیشکر یا زایش کودک از زن بود. رنگ همان گون است، که در اصل گئونا باشد. و گون، موی است که اینهمانی با گیاهان داشت. سنگ خارا به مانای زهدان است. چنانچه سیستانیها به زهدان، سنگک میگویند (تخمی در زهدان)، یا کردها به سینه، سنگ میگویند. یکی از نامهای یاغوت، بیجاده (بیجژد) است. ما با فراموش کردن مانای سنگ، به خرافه پراکنی و اسطوره سازی و افسانه دانستن بینشهای ژرف ایرانی میپردازیم شوربختانه! برای نمونه سیمرغ=مرغ سنگ=مرغ اشغ(اشه)، از اینرو نیاکان ما به هرآنچه که در آن مهر و پیوستگی و دوستی محکم را مییافتند، آن را سنگ، سگ، سک، سخ، سه یا سی... مینامیدند. سگ که پیکریابی اصل دوستی و مهر بوده را ما امروزه نجس میشماریم و در دشنامهایی همچون پدرسگ! گوهر دوستی را تحقیر میکنیم. چرا ما واژهی سخن را بکار میبریم؟ چونکه از سنگ میآید و اصل پیوند دادن مردمان و تجربهها و اندیشههای آنها به هم بوده، نه مانند امروز همچو دیروز.. پس از کوبیدن و پروانه به گسترش فرهنگ ایران ندادن!؟ دشمنی و جنگ و ستیز را جایگزینش کردهاند. سنگیدن، سنگاندن در کردی به مانای تجربه کردن است. سنگ سخت است، به چم پیوندی نیرومند دارد. بکار بردن واژهی سنگدل به معنی بیرحم امروزه! درست وارونهی مانای ایرانی آنست که بامهر باشد. سقز در اصل سکز بوده است. امروزه واژهی سکه برای ما تنها معنای پول فلزی دارد، ولی سکه برای نیاکان ما، دو روی به هم پیوسته بود، پیوند دادن مردمان بود، نخشدار بود، چارچوب و قانون و سیرت و خیش و یوغ بود، و هر چیز خوبی را میگفتند که سکه است. آسمان=آسنگ=اسنگه=آسن=آهن=سنگ=آسن خرد=خرد بهمنی=سنتز پدیدهها و اصل مهر و پیوند. زرتشت و موسی و عیسی و محمد، با شکستن آسنبغ=سنگخدا=بت که اصل آزادی و استقلال (خودپایی، خودایستایی) به نام جاهلیت! درست پیکریابی گوهر مهر و وفا و پیوستگی و یگانگی و دوستی را میشکستند و بیان آزاد سری و نمایش بن گیتی را از بین میبردند
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.

