پادگرد
کاور مردم‌شاهی ۱ (جمهوری ایرانی)
فرهنگ اصیل ایران

مردم‌شاهی ۱ (جمهوری ایرانی)

۷ بهمن ۱۴۰۳ · 22 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

فرهنگ‌شهر . . . ما جامعه و حکومتی(ساماندهی) می‌خواهیم، که بر پایه‌ی فرهنگ گوهری ایران و خرد سامانده بنا شود. فرهنگ ایران بر این اصل استوار است که مردمان از هر قوم و طبقه و دین و ایدئولوژی که باشند، اراده کنند که بر پایه‌ی خرد انسانی خودشان در این گیتی بیاندیشند و زندگی کنند. قداست «جان و خرد» انسان، برترین اصل فرهنگ ایران است، و بدینسان ایجاب همزیستی(هم‌جانی) می‌کند. خرد چشم جان است چون بنگری! خدای ایران اصل جویندگی و پژوهندگی و آزمودن و دگردیسی و همیشه تازه شویست، نه خدای کامل و ثابت و همه‌دان و پیش‌دان! بدعت کردن، بزرگترین ننگ و جرم و جنایت در جامعه است، که بر ضد فرهنگ ایران است. همزیستی اجتماعی، بر پایه‌ی خرد سامانده مردمان در هم پرسی، با هم‌اندیشی ایجاد می‌شود، که ربطی به همه پرسی و رفراندوم ندارد، و بیشتر از دیالوگ و جویندگی با هم می‌آید. واژه‌ی خشتره، که امروزه شهر شده است، هم مانای جامعه، و هم حکومت(سامانده) دارد. همان اینهمانی حکومت و جامعه! پدیدار شدن بهمن در چهره‌ی ارتا، پیدایش خرد بنیادی آدمی، عدالت و قانون و حق است که ایرانی بدان «داد» می‌گفت. از تراوش و جوشش مستقیم همین خرد از جان است، که هماهنگی و همبستگی پیدایش می‌یابد و ایرانی نیازی به ایمان نداشته و ندارد. نخستین چیزی که سیمرغ به زال می‌آموزد، هنر گفتگو با خداست، نه امر و نهی و تهدید و شکنجه و قتل! فرهنگ‌شهر، استوار بر برابری مردمان است. چون همه دارای یک جان هستند. همه تخمه‌های درخت زندگی، جانان، خدا هستند. بدینسان هیچ الهی، هیچ حکومتی، هیچ قدرتی، هیچ قانونی و هیچ فردی پروانه‌ی گزند رساندن به جان و آزار خرد را ندارد. گرفتن آزادی در اندیشیدن، آزردن جان، و نفی اصالت آدمی است. در فرهنگ ایران مردمان دانه‌های خوشه‌ای به هم پیوسته هستند، و آن خوشه خداست. و این بدان ماناست که نیازی به رهبر و پیشوا و خلیفه و سلطان و ولایت فقیه ندارند

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.