پادگرد
کاور مردم‌شاهی ۳ (جمهوری ایرانی)
فرهنگ اصیل ایران

مردم‌شاهی ۳ (جمهوری ایرانی)

۲۱ بهمن ۱۴۰۳ · 14 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

فرهنگ‌شهر . . . مردم‌شاهی دیروز یا جمهوری ایرانی امروز، چیزی جز همان تصویر سیمرغ نیست، که در دل مردم زنده مانده، و در ادبیات ما انباشته شده است. بی ارزش ساختن داستان سیمرغ نزد ساسانیان، و شراکت آنها با موبدان زرتشتی در حکومت به این دلیل بوده است که، این داستان تئوری حکومت جمهوری (مردم بر مردم)، اوامیان یا خرّمدینان بود. سیمرغ یکی از نام‌های «ارتا» بزرگترین خدای ایران بوده است، که هنوز نامش میان ما پایدار است. مانند اردشیر، اردکان، ارس، اردیبهشت... ارتا=هوچیتره=تخم‌بِه ، که امروزه هژیر شده است. بیخ و بن، عنصر نخستین هر آدمی بود. از این تخم که در وجود هر کسی نهفته است، چهار نیروی مینویی، چهار پر می‌روییده است. مولوی: تو مرغ چهار پری تا بر آسمان پری / تو از کجا و ره بام و نردبان ز کجا ، در این فلسفه، ایرانی نیازی به واسطه نداشته است، و خودش مستقیم می‌توانسته به اصل یا بن یا خدا بپیوندد! به دنبال چشمه‌ی آب زندگی رفتن در فرهنگ ما، نماد جویندگی اصل زندگی، یا حقیقت (راستی) است. تئوری حکومت زرتشتی، که نگرش مردم‌شاهی را می‌کوبیده است! از این قرار بوده است که حکومت یا شاه، هنگامی مشروعیت دارد که از تبار حکامی همچو گشتاسب باشد، و الهیات زرتشتی را رواج دهد و در جامعه تنفیذ کند. درست همین تفکرات است که امروز، تشیع و ولایت فقیه وارثانش هستند. در حالی که در فرهنگ ما، مردم (هما)، تاج را بر سر هر کسی که بگذارد، حقانیت حکومت (ساماندهی) دارد و وراثتی در کار نیست. شاه‌نامه=نامه‌ی‌سیمرغ، یا کرمانشاه=گرماسین=سئنا=شاه=سیمرغ ، در قرآن، از سیمرغ ما، ابلیس ساخته‌اند! تا تسلیم شویم، عبودیت کنیم، سرفراز نباشیم و دست از سرپیچی بکشیم و آزاده بودن را فراموش کنیم. یا نام دیگر سیمرغ را که دژآل (زنخدای مهر) بوده است، تبدیل به دجال، بد و زشت و مسخ کرده‌اند... آب در کوزه و ما تشنه لبان می‌گردیم / یار در خانه و ما گرد جهان می‌گردیم

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.