پادگرد
کاور مردم‌شاهی ۶ (جمهوری ایرانی)
فرهنگ اصیل ایران

مردم‌شاهی ۶ (جمهوری ایرانی)

۱۲ اسفند ۱۴۰۳ · 27 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

فرهنگ‌شهر . . . تصویر تخم و خوشه ایرانی، سراندیشه‌ای ژرف و انتزاعی که خدا را از یک فرد، به مفهوم یک اصل دگرگون ساخته بود! بر پایه‌ی این اندیشه، تا این اصل(بن) واحد(یگانه) و یکپارچه است، تاریک و مجهول و بی‌نام است. ولی همینکه گسترده و پراکنده شد، روشن و پیدا و رنگارنگ و گوناگون می‌شود. ایرانی در دیگری بدنبال ایمان او نبود، بلکه در نهاد هر کسی به بنی می‌نگریست که سیمرغ باشد، و هر روز از او پیدایش می‌یابد. ایرانی همیشه به پیشواز گوناگونی و رنگارنگی می‌رفت، که بدان گشودگی می‌گفتند، و سپس در ایران به وسعت شرب شهرت یافت. بر همین اساس بود که حافظ می‌سراید؛ هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو / کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست ، در مقابل چنین فلسفه‌ای در قرآن آمده است که هر کسی دینی بجز اسلام بیاورد، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد!؟ چرا ما نمی‌خواهیم تفاوت فرهنگ و بی‌فرهنگی‌ را بفهمیم؟ چرا به اصطلاح روشنفکران ما در این سروده‌ها بویی از آزادی نمی‌برند؟ کاه هرگز به ژرفای دریا نمی‌رسد، و منکر آن می‌شود که دریا ژرف است! ولی این سنگ سنگین است که به ژرفای دریا می‌رسد. سود خواندن به شمار و حجم کتابها نیست، که این علامه شدن است.. بلکه به ژرف‌روی در یک نقطه یا اندیشه است. کسی که از یک سراندیشه، یک جهان می‌گسترد، و این پیش‌فرض یک اندیشمند اصیل است. حافظ به دلیل جنگ و دعواهای خانمان‌سوز موءمنان بر سر داشتن حقیقت واحد و منحصربفرد، با این سروده خط بطلانی بر روی همه‌ی حقایق و مذاهب کشید که گفت؛ جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه / چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند ، همچنین مولوی و عطار ووو در تضاد با ایمان به حقیقت واحد، اندیشه وارونه آن را بیان می‌کنند که می‌گویند؛ همه‌ی مذاهب و عقاید، تجلی یک حقیقت در صورتهای گوناگون هستند! که این ایده برگرفته از فرهنگ گوهری ایران است که می‌آید، تنها یک ماه هست که در همه‌ی چاه‌ها عکسش افتاده است، و با رسیدن به عشق او بایستی از این چاه‌ها رهایی یافت

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.