پادگرد
کاور مردم‌شاهی ۸ (جمهوری ایرانی)
فرهنگ اصیل ایران

مردم‌شاهی ۸ (جمهوری ایرانی)

۲۶ اسفند ۱۴۰۳ · 25 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

فرهنگ‌شهر . . . جمهوری و دموکراسی و حقوق بشر و جامعه‌ی مدنی و آزادی ووو چنانچه پنداشته می‌شود، یک فرم نیست که بتوان مانند کالاهای صنعتی از کشورهای پیشرفته وارد کرد و مردمان را در این قالب جا داد. از فلسفه تا تئوری‌های سیاسی و اجتماعی راه‌هاست. شوربختانه به اصطلاح روشنفکران ما می‌خواهند که یک پاره از فلسفه‌ی غرب را از یک برهه از زمان بگیرند، و بدون در نظر گرفتن مقدمات و تحولات فرآیند اندیشه‌ای و روانی و اجتماعی آن،که در درازای زمان دست به دست شده را بدانند، می‌خواهند فوری میان مردم جا بیاندازند و به مرحله‌ی اجرا و عمل برسانند. خرد ایرانی، عقل عربی و غربی نیست! تن همچو کفشی می‌ماند، که پا که خرد باشد، در همه‌ی آن جا می‌گیرد. هنگام (هر لحظه بی‌نظیر است) در فلسفه‌ی ایران، برای نمونه؛ کار نیک، کاریست بهنگام، بسیار مهم بوده است. خرد در هر هنگامی بایستی از نو بیاندیشد. خرد ملت که تن جامعه باشد، داد و مهری می‌زاید، که از اقتران آنها با خرد، ساماندهی و نظام و سیستم پیدایش می‌یابد، که همان اندیشه‌ی مردم‌شاهی (جمهوری ایرانی) باشد. شهر خرّم در ایران، جامعه‌ای بود که سپهبد و سپاه و سلاح نداشت، و در آن جمهور مردم حکومت می‌کردند. واژه‌ی داستان که در اصل داته‌ستان باشد، به مانای جایگاه زایش و پیدایش داد (قانون و حق و عدالت)، بینش بنیادی و تجربی بود. بندهش که بن‌داته باشد نیز به مانای بینشی است که از بن می‌روید. فلسفه، اندیشیدن ژرف در مفاهیم و داستان اندیشیدن در تصاویر است، و هیچگاه نمی‌توان راه فوران اندیشه‌ها را در این دو گستره بست! نخش اندیشی، که سنتز مفهوم و صورت است، بنیاد ادبیات ماست. یک اندیشه زنده، همیشه چهره دارد. و چنین اندیشه‌ای است که بر مردمان تاثیر می‌گذارد. چراکه تنها با مفاهیم خالص سخنرانی کردن، دور افتادن از اوام (مردم عادی) است که حق فهمیدن دارند. یک ملت را با همان چهره‌ها و نخش‌هایی که در فرهنگشان دارند، همان داستان‌هایی که فشلسفه دانان و ایران نشناسان ما گذشته و ناچیز می‌انگارند! می‌توان به نوین‌ترین و ژرف‌ترین اندیشه‌ها انگیخت هر روزتان نوروز ★★★ نوروزتان پیروز

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.