پادگرد
کاور مردم‌شاهی ۱۵ (جمهوری ایرانی)
فرهنگ اصیل ایران

مردم‌شاهی ۱۵ (جمهوری ایرانی)

۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ · 24 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

فرهنگ‌شهر . . . جمهوری ایرانی یا مردم‌شاهی به چم چیست؟ ما تنها با کپی کردن یک فرم و وارد کردن آن از خارج، نمی‌توانیم ساماندهی کنیم و خود به خود کار به جایی نمی‌بریم. جمهوری که نه تنها ریشه در اندیشه، بلکه تراوشی از فرهنگ و روان و گوهر یک مردمی نباشد، در آن سرزمین سازمان ناپذیر است! یکی از گرانیگاه‌های مردم‌شاهی در ایران، بر پایه‌ی شایستگی و بایستگی ارزشی (اخلاق ارزشی) است. و آن چیزی نیست جز چهره‌ای که فرهنگ گوهری ایران، از خدا یا بن داشته است. ایرانی، خدا را در رنگ و آهنگ می‌شناخته است. درحالیکه در ادیان نوری (اهورا مزدای زرتشتی، یهوه، پدر آسمانی و الله)، ما با الهان روشنی مطلق و اخلاقی که استوار بر قدرت و اراده و اطاعت است، کار داریم! که در آن اخلاق به دو دسته‌ی خودی و ناخودی (خیر و شر) تقسیم می‌شود. همانا انگاشت نسبی کردن حقیقت این الهان، هنگامی که سخن از طیف (گوناگونی) رنگ‌ها و پیوستگی آنها در فرهنگ نخستین ایران به میان می‌آید. به همین دلیل است که عبارت ارزش‌های اسلامی؟! به کلی تهی از معناست. گوهر روشنی الهان نوری، تیغ است. می‌برد و شقه می‌کند و جدا می‌سازد! کلمه‌ی خلق مانند خرق، به معنای بریدن است. همچون پایه گذار این ادیان ابراهیمی، زرتشت، که خرد آدمی را نه جوینده و آزماینده، بلکه برگزیننده می‌دانست، که بایستی میان اهورا و اهریمن، ژی و اژی (زندگی و ضد زندگی) انتخاب کند، و بر ضد دیگری بجنگد، و چنین گزینشی را نیز آزادی می‌دانست. گر ژرف بنگریم، می‌بینیم که شوربختانه مفهوم جهاد، از یزدان شناسی زرتشتی آغاز شد! و اینجاست که از یک سو گلاویزی مردمان با اکراه درونی آنها آغاز می‌شود. چراکه کشش‌های طبیعی بر ضد چنین امر و نهی‌هایی است. و از سوی دیگر با گناه و وحشت از عذاب و پاداش‌های این جهانی و آن جهانی خیر و شرها. اینست که مومنان نادان و ناتوان، وقتی که طرد و نفی چنین الهی، و دست کشیدن از اطاعت و عبادت او برایشان میسر نیست، با پناه بردن به اسلام‌های به اصطلاح راستین، تلاش می‌کنند که او را هر روز مردمی‌تر و لطیف‌تر و اخلاقی‌تر سازند. غافل از اینکه با وجود نسبت دادن همه‌ی این آرمان‌های واهی و خوش اخلاق‌تر کردن او، هیچ تاثیری بر قدرت‌مندی و ورزی و اندازه گذاری خوب و بد او نمی‌گذارند، و همچنان اراده‌ی اوست که حکمفرماست! اجرا کردن هر امر بیرونی (نیکی وضع شده)، ناهمخوان با فلسفه‌ی ایرانی، که بر پایه‌ی کشش و جویش درونی هر آدمی است. ما را با اراده کردن و وسوسه شدن و پاره گردیدن و شیطان نوری راه راست مطلق... کاری نیست

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.