

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بخشهایی از کتاب چکیده تاریخ ایران «ولی این بار ایرانیان با مقاومت بیشتری به جنگ با خالد پرداختند. بهطوری که خالد از این پافشاریِ ایرانیان در خشم شد و قسم یاد کرد که از خون دشمن چرخهای آسیاب آبی را به حرکت درآورد و از آن گندم، آرد کند و چون تحقق چنین قسم وحشیانه و بیپایهای غیرممکن بود، بزرگان سپاه عرب چنین تدبیر کردند که بر خون جاری ایرانیان آبی بیفزایند و با کمک آب خونآلود چرخهای آسیاب را به حرکت درآورند و چنین کردند و خالد را از این سوگندی که یاد کرده بود رهاندند. خالد تا آخرین جنگ خود در ایران (۶۳۴ میلادی) قساوت بینظیری از خود نشان داد و سپس به امر خلیفه فرماندهی لشکر را به مُثَنّی واگذار نمود و بهرغم میل باطنی خود ایران را ترک کرد. میتم سپهبد ایرانی، لشکر عرب را محاصره کرد ولی مثنی توانست اعراب را از محاصره نجات بخشد. دولت یزدگرد تازه متوجه شد که خطر اعراب را خیلی دستکم گرفته است. در پاییز ۶۳۶ میلادی، سپاه ایران در محل قادسیه اردو زد. «سعد ابن ابی وقاص» فرماندهی لشکر مقابل را به عهده داشت. سربازان ایرانی که به بهترین سلاحها خود را مجهز میدیدند و فیلان درشت پیکری را در جنگ شرکت داده بودند، هنوز با دیدهی حقارت به دشمنانی مینگریستند که با چهرههای آفتاب سوخته و گردآلود و البسهی ژنده و پاپوشی از پوست پاره و سپرهایی از پوست گاو، به مقابلهشان آمده بودند. همین ارزیابی غلط بود که به آن روزشان انداخت. جنگ قادسیه در اوایل سال ۶۳۷ میلادی، سه روز و به روایتی چهار روز، طول کشید، و در روز آخر که باد شن به نفع اعراب بر صورت سربازان ایرانی وزیدن گرفت و اعراب این پدیده را یاری خداوند تلقی کردند، برتری سپاه اعراب مشخص گشته بود. یزدگرد چون خبر شکست قادسیه را شنید بهشتاب تیسفون را رها کرد و پایتخت به دست اعراب افتاد. جمع غنایم و وجه نقد و اشیای قیمتی بنا به روایات مختلف به حدود ۹۰۰ میلیون درهم سرمیزد.»
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




