پادگرد
کاور زنی بنام جوی
فیلم خوب

زنی بنام جوی

۳۱ خرداد ۱۴۰۴ · 34 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

یک سال شد یک سال باهم بزرگ شدیم یک‌سال باهم عشق بازی کردیم یک‌سال با هم زندگی کردیم یک سال منو با معنای زندگی آشنا کردی کل عمرم اینقدر احساس خوشبختی رو با تن و جونم لمس نکرده بودم زندگی من یه نقطه عطف پیدا کرده اونم روز آشنایی با توست روزی که برای من همه چی عوض شد رنگ تازه ای به خودش گرفت میدونی چرا؟ کلی ازت یاد گرفتم و شکل و رنگ تازه ای به اخلاقام دادی باعث شدی مدلی بشم که یه عمر میخاستم ولی چون انگیزه نداشتم دلم نمیخاستم به واقعیت پیوند بخوره خیلی از لحظات عمرم انگیزه ای برای زنده بودن و زندگی کردن نداشتم ولی حالا بیشتر از هر لحظه ای دلم زنده و بودن و زندگی کردن رو میخواد توی این یک سال رنج و شادی ، غم و خوشحالی ، تغییر سبک فکری رو باهم تجربه کردیم با تو با سلیقه و ذوق آشنا شدم. فهمیدم هوس کردن چقدر مزش جذابه. فهمیدم یک نفر رو از جون خاستن مدل و شکلش چطوریه. فهمیدم استرس ، ارامش نداشتن یه نفر زندگیت چطوریه فهمیدم چطوری باید بیشتر دقت کنم تا بهتر از عشق زندگیم با تمام توانم مراقبت کنم مخصوصا وقتی دستم بهت نمیرسه چقدر به این یک سال دوتاییمون افتخار میکنم باهم تونستیم بسازیمش از همه مهمتر همین ساختنه هستش. هیچوقت فکر نمیکردم بتونم بسازم و دلم بخاد بیشتر و بیشتر بسازمش چقدر خوشحالم قلبم و مغزم اول روح و ذهنت رو شناخت و جسمت رو گذاشتم آخرین مرحله شناخت باعث شدی مدل خاصی از صبوری و شناخت رو تجربه کنم میدونی فرق این یک سال با همه عمرم چیه؟ کل عمرم هر لذتی ک بردم ،یه حفره بزرگ توم وجود داشت همیشه حس خلأ داشتم ،حس اینکه نمیتونم لذتم رو با عشق سهیم باشم و یا هرکاری میکنم عشق پشتش باشه ولی این یک سال حفره زندگیم با تمام قوا بیشتر از ظرفیت وجودیم سرریز کردی. کارایی کردم با قدرت و جسارت بالا ینی دست به هرکاری زدم توی این یک سال تو هلم دادی والا عمرا خودم قدم برمیداشتم. با اومدنت دلم رو لرزوندی و سونامی زدی بهش آخیش افسانه شخصی من هستی زیباروی من با اومدنت به افسانه شخصی من رنگ دادی زندگی دادی همه چی دادی و من با تو معنی پیدا کردم

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.