پادگرد
کاور سپیدار و ویز: ۴. سپیدار نگران است و ویززز احساس وحشت می‌کند
دردانه

سپیدار و ویز: ۴. سپیدار نگران است و ویززز احساس وحشت می‌کند

۳۱ خرداد ۱۴۰۵ · 16 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

روزی که من از مدرسه تا خونه رو با آخرین سرعت دویدم. آخه می‌خواستم حرف‌های خانم معلم در مورد روز جهانی حیات وحش و یوزپلنگ‌ها رو به مامان و ویززز بگم. همین شد که در مورد حیوانات وحشی، اکوسیستم و این که چه کارهایی از ما برمیاد که به حیات وحش کمک کنیم حرف زدیم. متاسفانه، وسط گفت و گو بودیم که ویززز فهمید قصه‌های ترسناکی که درخت‌ها براش تعریف کرده‌اند واقعی بوده است.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.