پادگرد
کاور نامه بر - احسان افشاری
دکلمه های ناب

نامه بر - احسان افشاری

۲۸ مهر ۱۳۹۹ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

داستانی از عشق یک طرفه... یک عمر جان کندم میان خون و خاکستر من نامه‌بر بین تو بودم با کسی دیگر طاقت نمی‌آوردم اما نامه می‌بردم از او به تو، از تو به او، مرداد، شهریور پاییز شد با خود نشستم نقشه‌ای چیدم می‌خواستم غافل شوید از حال همدیگر با زیرکی تقلید کردم دست‌خطش را یک کاغذ عین کاغذ او کندم از دفتر او می‌نوشت: آغوش تو پایان تنهایی‌ست تغییر می‌دادم: «که از این عاشقی بگذر» او می‌نوشت: اینجا هوا شرجی‌ست، غم دارد! تغییر می‌دادم: «هوا خوب است در بندر» او می‌نوشت: ای کاش امشب پیش هم بودیم! تغییر می‌دادم: «که از تو خسته‌ام دیگر» باید ببخشی نامه‌هایت را که می‌خواندم در جوی می‌انداختم با چشمهایی تر با خود گمان کردم که حالا سهم من هستی از مرده‌ریگِ این جهان بی در و پیکر آن نقشه باید بین آنها را به هم می‌زد اما به یک احساس فوق‌العاده شد منجر آن مرد با دلشوره یک شب ساک خود را بست ول کرد کار و بار خود را آمد از بندر دیدید هم را بینتان سوءِتفاهم بود آن هم به زودی برطرف شد بی‌پدرمادر با خنده حل شد آن کدورت‌های طولانی -این بین و بس من بودم و یک حس شرم‌آور- شاید اگر در نامه‌ها دستی نمی‌بردم آن عشق با دوری به پایان می‌رسید آخر رفتی دوچرخه گوشه‌ی انباری‌ام پوسید آه از ندانم کاری‌ات، ای چرخ بازیگر! شاید تمام آنچه گفتم خواب بود اما من مرده‌ام در خویش بیدارم نکن مادر

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.