پادگرد
کاور شهریار | خان ننه
دکلمه های استاد شهریار | با صدای خودش

شهریار | خان ننه

۱۵ اسفند ۱۴۰۳ · 8 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: خان ننه (شعری به زبان ترکی (آذری- آذربایجانی)) ▨ شاعر: شهریار ▨ با صدای: شهریار ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــ خان ننه، هایاندا قالدین؟ ….. خان ننه، کجا ماندی؟ بئله باشیوا دولاننام. ..… دور سرت بگردم نئجه من سنی ایتیردیم ..… چطور من تو را گم کردم. دا سنین تایین تاپیلماز! ..… دیگر همتای تو پیدا نخواهد شد سن اؤلن گون، عمه گلدی .…. روزی که تو مُردی، عمه آمد منی گؤتدی آیری کنده ….. مرا به ده دیگری آورد من اوشاق، نه آنلایایدیم؟ ….. من بچه بودم، چه می‌فهمیدم؟ باشیمی قاتیب اوشاقلار ….. بچه ها سرگرمم کردند نئچه گون من اوردا قالدیم. ….. من چند روزی آنجا ماندم قاییدیب گلنده باخدیم ….. وقتی برگشتم، دیدم یئرینی ییغیشدیریبلار. ….. رختخوابت را جمع کرده‌اند نه اؤزون، و نه یئرین وار ….. نه خودت مانده‌ای و نه رختخوابت «هانی خان ننه‌م؟» سوروشدوم. ….. پرسیدم: خان ننه‌ام کو؟ دئدیلر کی: خان ننه‌نی، ….. گفتند که: خان ننه را آپاریبلار کربلایه ….. برده‌اند به کربلا کی شفاسین اوردان آلسین. ….. که شفایش را از آن‌جا بگیرد سفری اوزون سفردیر ….. سفرش سفری طولانی است! بیر-ایکی ایل چکر گلینجه ….. یکی دو سال تابرگشتنش طول می‌کشد نئجه آغلارام یانیقلی ….. چه گریه جانسوزی می‌کردم نئچه گون ائله چیغیردیم. ….. چند روزی فقط داد و فریاد کردم کی سسیم، سینه‌م توتولدو. ….. که صدا و سینه‌ام گرفت او، من اولماسام یانیندا ….. او اگر من کنارش نباشم اؤزو هئچ یئره گئدنمز. ….. خودش هیچ‌جا نمی‌تواند برود بو سفر نولوبدو، منسیز ….. چه شده که این سفر بدون من اؤزو تک قویوب گئدیبدیر؟ ….. خودش تنها گذاشته و رفته؟ هامیدان آجیق ائدرکن ….. در حالی که با همه قهر کرده بودم هامییا آجیقلی باخدیم. ….. به همه با اخم نگاه کردم سونرا با

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.