پادگرد
کاور فصل دوم، قسمت اول: سفید مثل برف!
دیوان

فصل دوم، قسمت اول: سفید مثل برف!

۲ اسفند ۱۴۰۳ · 27 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

آقا، فصل قبلی رو که یادتون نرفته! از فصل قبل فقط باید بدونید که فریدون سه پسر داشت. دو تا از پسرها یکم روشون زیاد شد و به سیاست‌های پدرشون معترض شدند و زدند برادرشون، که جانشین فریدون بود، رو کشتند. فریدون هم کینه کرد و افتاد دنبال انتقام. این‌قدر تلاش کرد تا بالاخره از نسل پسر سومش، که اسمش ایرج بود، پسری به دنیا اومد به نام منوچهر. همین منوچهر رفت و انتقام پدربزرگش رو گرفت، اون دو پسر فریدون رو کشت و شد جانشین فریدون و به تخت نشست. فریدون فاتح، که هم با کمک کاوه آهنگر و برادراش و مردم تونسته بود ضحاک رو شکست بده و هم انتقام پسر محبوبش رو از دو پسر دیگه‌اش بگیره، در پایان عمرش دچار افسردگی شدیدی شد. با خودش می‌گفت: «چرا باید سه پسر من این‌طور کشته بشن و سرشون توی دست‌های من باشه...» الان که فصل دوم رو شروع می‌کنیم، منوچهر، نوهٔ پسرِ دوست‌داشتنیِ فریدون، سفت نشسته به تخت، تمام دشمن‌هاش رو سر جاشون نشونده و سپاه هم داره، مامان! درجه‌بندی! پر از کله‌گنده! Website : https://takl.ink/Diwan_podcast/ instagram : diwan_podcast

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.