پادگرد
کاور مولانا - دیوان شمس - غزل 1 | این رستخیز ناگهان وی رحمت بی منتها
دیوان خیال

مولانا - دیوان شمس - غزل 1 | این رستخیز ناگهان وی رحمت بی منتها

۲۹ مهر ۱۴۰۵ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

✨اجرایی دلنواز از غزل زیبای مولانا | دیوان شمس | غزل 1 برای دسترسی به صدها اجرای کامل و رایگان میتونید برنامه «دیوان خیال» رو از طریق لینک موجود در پروفایل نصب کنید. کافیه هر اجرا رو یک‌بار داخل برنامه بارگیری کنید تا بعد از اون، هر زمان و هر جا که خواستید، بدون نیاز به اینترنت بشنوید. اجراهای بیشتر در برنامه دیوان خیال در سایت بخوانید در یوتیوب ببینید کانال تلگرام ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی‌منتها ای آتشی افروخته، در بیشهٔ اندیشه‌ها امروز خندان آمدی، مفتاح زندان آمدی بر مستمندان آمدی، چون بخشش و فضل خدا خورشید را حاجب تویی، امید را واجب تویی مطلب تویی طالب تویی، هم منتها هم مبتدا در سینه‌ها برخاسته، اندیشه را آراسته هم خویش حاجت خواسته، هم خویشتن کرده روا ای روح‌بخش بی‌بدل، وی لذت علم و عمل باقی بهانه‌ست و دغل، کاین علت آمد وان دوا ما زان دغل کژبین شده، با بی‌گنه در کین شده گه مست حورالعین شده، گه مست نان و شوربا این سُکر بین هِل عقل را، وین نُقل بین هِل نقل را کز بهر نان و بَقل را، چندین نشاید ماجرا تدبیر صد رنگ افکنی، بر روم و بر زنگ افکنی و اندر میان جنگ افکنی، «فی اصطناع لا یری» می‌مال پنهان گوش جان، می‌نه بهانه بر کسان جان «رَبِّ خَلِّصنی» زنان، والله که لاغ است ای کیا خامش که بس مستعجلم، رفتم سوی پای عَلَم کاغذ بنه بشکن قلم، ساقی درآمد الصلا

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.