پادگرد
کاور ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما | اجرای اول | مولانا
دیوان خیال

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما | اجرای اول | مولانا

۳۱ مرداد ۱۴۰۵ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

✨اجرای دل انگیز از غزل زیبای مولانای جان ✨ دیوان شمس | غزل شماره 14 برای دسترسی به صدها اجرای کامل و رایگان غزل های زیبای فارسی میتونید اپلیکیشن اختصاصی دیوان خیال رو از طریق لینک زیر نصب کنید. اجرای کامل در برنامه دیوان خیال: https://app.divanekhial.com/t/YcFCPYAK در سایت بخوانید: https://divanekhial.com/poet/moulavi/shams/ghazal-14 در اسپاتیفای بشنوید: https://open.spotify.com/album/4JK9KSLV9yCOmxp6z9qzbR کانال تلگرام: https://t.me/divane_khial متن کامل شعر: ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما افتاده در غرقابه‌ای تا خود که داند آشنا گر سیلِ عالم پر شود، هر موج چون اشتر شود مرغان آبی را چه غم، تا غم خورد مرغِ هوا ما رخ ز شُکر افروخته، با موج و بحر آموخته زان سان که ماهی را بُوَد دریا و طوفان جانْ‌فزا ای شیخ ما را فوطه ده وی آب ما را غوطه ده ای موسی عمران بیا بر آب دریا زن عصا این باد اندر هر سری سودایِ دیگر می‌پزد سودایِ آن ساقی مرا، باقی همه آنِ شما دیروز مستان را به ره، بِرْبود آن ساقی کُله امروز مِی در می‌دهد تا برکَنَد از ما قبا ای رشکِ ماه و مشتری، با ما و پنهان چون پری خوش خوش کشانم می‌بری، آخر نگویی تا کجا هر جا روی تو با منی، ای هر دو چشم و روشنی خواهی سویِ مستیم کش، خواهی ببر سویِ فنا عالم چو کوهِ طور دان، ما همچو موسی طالبان هر دم تجلّی می‌رسد، برمی‌شکافد کوه را یک پاره اخضر می‌شود، یک پاره عبهر می‌شود یک پاره گوهر می‌شود، یک پاره لعل و کهربا ای طالبِ دیدارِ او بنگر در این کهسارِ او ای کُه، چه باده خورده‌ای؟ ما مست گشتیم از صدا ای باغبان ای باغبان در ما چه درپیچیده‌ای گر برده‌ایم انگور تو تو برده‌ای انبان ما

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.