پادگرد
کاور جان منی چون یکی است جان من و جان تو
دیوان خیال

جان منی چون یکی است جان من و جان تو

۲ تیر ۱۴۰۵ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

سیر نیم سیر نی از لب خندان تو ای که هزار آفرین بر لب و دندان تو ای که هزار آفرین بر لب و دندان تو هیچ کسی سیر شد ای پسر از جان خویش جان منی چون یکی است جان من و جان تو تشنه و مستسقیم مرگ و حیاتم ز آب دور بگردان که من بنده دوران تو سیر نیم سیر نی از لب خندان تو ای که هزار آفرین بر لب و دندان تو جان منی چون یکی است جان من و جان تو جان منی چون یکی است جان من و جان تو پیش کشی می‌کنی پیش خودم کش تمام تا که برآرد سرم سر ز گریبان تو گرچه دو دستم بخست دست من آن تو است دست چه کار آیدم بی‌دم و دستان تو عشق تو گفت ای کیا در حرم ما بیا تا نکند هیچ دزد قصد حرمدان تو گفتم ای ذوالقدم حلقه این در شدم تا که نرنجد ز من خاطر دربان تو گفت که هم بر دری واقف و هم در بری خارج و داخل تویی هر دو وطن آن تو گفت که هم بر دری واقف و هم در بری خارج و داخل تویی هر دو وطن آن تو سیر نیم سیر نی از لب خندان تو ای که هزار آفرین بر لب و دندان تو جان منی چون یکی است جان من و جان تو جان منی چون یکی است جان من و جان تو خامش و دیگر مخوان بس بود این نزل و خوان تا به ابد روم و ترک برخورد از خوان تو تا به ابد روم و ترک برخورد از خوان تو

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.