

مرا چشمی ست خون افشان ز دست آن کمان ابرو | حافظ شیرازی | اجرای اول
۲۳ شهریور ۱۴۰۵ · 3 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
گاهی یک نگاه، از هزار سخن رساتر است و یک خمِ ابرو، برای به آشوب کشیدن جهانی از دلها کافیست؛ عشق همانجاست که عقل، با همهٔ زیرکیاش، در برابر زیباییِ محبوب سر فرود میآورد. کدام بیت این غزل، بیشتر بر دلتان نشست؟ برای دسترسی به صدها اجرای کامل و رایگان غزل های زیبای فارسی میتونید اپلیکیشن اختصاصی «دیوان خیال» رو از طریق لینک زیر نصب کنید. اجرای کامل در برنامه دیوان خیال در سایت بخوانید در یوتیوب ببینید در اسپاتیفای بشنوید کانال تلگرام ✨اجرای روح انگیز از غزل زیبای حافظ شیرازی | غزلیات | غزل شماره 412 مرا چشمیست خونافشان ز دست آن کمانابرو جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو غلام چشم آن ترکم که در خوابِ خوشِ مستی نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو؟ رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم هزاران گونه پیغام است و حاجب در میان، ابرو روانِ گوشهگیران را جبینش طرفه گلزاریست که بر طرْف سمنزارش همی گردد چمان ابرو دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حسنی که این را این چنین چشم است و آن را آن چنان ابرو تو کافردل نمیبندی نقاب زلف و میترسم که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هواداری به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمانابرو
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.


