
چو بستی در به روی من به کوی صبر رو کردم | اجرای اول نسخه کامل | شهریار
۱۵ شهریور ۱۴۰۵ · 3 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
✨اجرای احساسی از غزل زیبای استاد شهریار ✨ غزلیات | غزل شماره 79 برای دسترسی به صدها اجرای کامل و رایگان غزل های زیبای فارسی میتونید اپلیکیشن اختصاصی دیوان خیال رو از طریق لینک زیر نصب کنید. اجرای کامل در برنامه دیوان خیال: در سایت بخوانید: در اسپاتیفای بشنوید: کانال تلگرام: چو بستی در به روی من، به کوی صبر رو کردم چو درمانم نبخشیدی، به دردِ خویش خو کردم چرا رو در تو آرم من؟ که خود را گم کنم در تو؟ به خود باز آمدم، نقشِ تو در خود جستوجو کردم خیالت سادهدلتر بود و با ما از تو یکروتر من اینها، هر دو، با آیینهٔ دل روبهرو کردم فشردم با همه مستی، به دل سنگ صبوری را ز حال گریهٔ پنهان، حکایت با سبو کردم فرود آ ای عزیز دل! که من از نقش غیر تو سرای دیده با اشکِ ندامت شستوشو کردم صفایی بود دیشب با خیالت خلوتِ ما را ولی من باز پنهانی، تو را هم آرزو کردم مَلول از نالهٔ بلبل، مباش ای باغبان! رفتم حلالم کن اگر وقتی، گلی در غنچه بو کردم تو با اَغیار، پیشِ چشمِ من، مِی در سبو کردی من از بیم شماتت، گریه پنهان در گلو کردم حراجِ عشق و تاراجِ جوانی، وحشتِ پیری در این هنگامه، من کاری که کردم یاد او کردم ازین پس شهریارا ما و از مردم رمیدنها که من پیوند خاطر با غزالی مشکمو کردم
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
