پادگرد
کاور غزل ۷ : صوفی بیا که آینه صافیست جام را...
دیوان غزلیات حافظ

غزل ۷ : صوفی بیا که آینه صافیست جام را...

۱۸ فروردین ۱۳۹۹ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

صوفی بیا که آینه صافیست جام را_ تا بنگری صفای می لعل فام را // راز درون پرده ز رندان مست پرس_ کاین حال نیست زاهد عالی مقام را // عنقا شکار کس نشود دام بازچین_ کان جا همیشه باد به دست است دام را // در بزم دور یک دو قدح درکش و برو_ یعنی طمع مدار وصال دوام را //ای دل شباب رفت و نچیدی گلی ز عیش_ پیرانه سر مکن هنری ننگ و نام را //در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند _آدم بهشت روضه دارالسلام را// ما را بر آستان تو بس حق خدمت است_ ای خواجه بازبین به ترحم غلام را// حافظ مرید جام می است ای صبا برو _ وز بنده بندگی برسان شیخ جام را

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.