
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
شش سال پیش، زهره به جای درمان های زمان بر و نامشخص فرزندآوری، تصمیم گرفت راه دیگری را برای بچه دار شدن برود، راهی که از نوجوانی جزو علاقه مندی هایش بود. یک روز، به جای مطب دکتر، سر از بهزیستی و سپس شیرخوارگاه آمنه درآورد. آنجا پسری بود که هنوز نمیدانست قرار است زندگیاش عوض شود. زهره هم نمیدانست آن دیدار، قرار است زندگی خودش را برای همیشه تغییر بدهد. چند وقت بعد، اسم آن پسر شد «ایلیا». اما قصه از جایی شروع میشود که زهره فهمید مادر شدن همیشه آن چیزی نیست که آدم سالها در ذهنش ساخته... 🎙 اپیزود چهارم دیدارکست؛ «روایت زهره» یک روایت واقعی از یک دیدار که پایانش، آغاز یک زندگی تازه شد. @DidarCast تلگرام https://t.me/DidarCast Hosted on SHENOTO
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
