پادگرد
کاور زندانی قفقاز: ۳. ژیلین و روستای تاتار
پادکست داستان هایی برای نوجوانان

زندانی قفقاز: ۳. ژیلین و روستای تاتار

۲۷ شهریور ۱۴۰۲ · 10 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

کاستیلین خیلی غرغر می‌کنه و فقط منتظره که یه پیکی از طرف خونواده‌اش با اسب سفید بیاد و نجاتش بده. اما ژیلین که می‌دونه نمی‌تونه باری بذاره روی شونه‌های خسته‌ مادرش، تصمیم می‌گیره خودش دست به کار بشه؛ حالا چه کاری؟ خدا داند.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.