پادگرد
کاور قسمت ۱۷ - شجاعت
داستان های خاله خورشید

قسمت ۱۷ - شجاعت

۷ مهر ۱۴۰۰ · 5 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

دراین قسمت خاله خورشید داستانی در مورد علی کوچولو برامون تعریف می‌کنه که همراه مامان وباباش و خواهرش سارا، به دیدن مادربزرگ و پدربزرگش که توی یه مزرعه زندگی می‌کردن رفتن. اونجا علی کوچولو داشت با تیرکمون بازی می‌کرد که اتفاقی می‌افته.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.