پادگرد
کاور داوود و بتشَبَع
داستانهای مقدس

داوود و بتشَبَع

۲۷ آذر ۱۴۰۰ · 12 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

۱۱ بهار سال بعد، داود قشون اسرائیل را به فرماندهی یوآب به جنگ عَمونیها فرستاد. (پادشاهان، معمولاً در فصل بهار به دشمنان حمله ور می شدند.) آنها عمونی ها را شکست دادند و شهر رَبَه را محاصره کردند. اما داود در اورشلیم ماند. ۲یک روز ظهر هنگام عصر داود از خواب برخاست و برای هواخوری به پشت بام کاخ سلطنتی رفت. وقتی در آنجا قدم می زد چشمش به زنی زیبا افتاد که مشغول حمام کردن بود. ۳ داود یک نفر را فرستاد تا بپرسد آن زن کیست. معلوم شد اسمش بِتشَبَع، دختر الیعام و زن اوریای حیتی است. ۴ پس داود چند نفر را فرستاد تا او را بیاورند. وقتی بِتشَبَع نزد او آمد، داود با او همبستر شد. سپس بِتشَبَع خود را با آب طاهر ساخته، به خانه برگشت. ۵ وقتی بِتشَبَع فهمید که حامله است، پیغام فرستاد و این موضوع را به داود خبر داد. توضیح: در خوانش پادکست‌ها بدون تغییر محتوایی، روان‌سازی انجام و از حالت کتابی خارج شده است. متن هر اپیزود بر اساس نسخه ترجمه تفسیری کتاب مقدس در کانال تلگرام داستان‌های مقدس نیز موجود است. آدرس کانال تلگرام: t.me/dastanhaye_moghadas آدرس اینستاگرام: dastanhaye_moghadas@

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.