پادگرد
کاور اپیزود ۳۷: شورش شبع
داستانهای مقدس

اپیزود ۳۷: شورش شبع

۲۲ اسفند ۱۴۰۰ · 19 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شورش شبع ۲۰ در این وقت مرد آشوبگری به نام شبع (پسر بکری بنیامینی) شیپورش را به صدا در آورده، مردم را دور خود جمع کرده و گفت: «ما داود را نمی خواهيم. او رهبر ما نیست. ای مردم اسرائیل به خانه هایتان بروید.» ۲ پس همه، غیر از قبیلة یهودا، داود را ترک گفته، بدنبال شبع رفتند. اما مردان یهودا نزد پادشاه خود ماندند و از اردن تا اورشلیم او راهمراهی کردند. ۳ وقتی پادشاه به کاخ خود در اورشلیم رسید، دستور داد آن ده کنیزی را که برای نگهداری کاخ در آنجا گذاشته بود، از دیگران جدا کرده، به خانه ای که زیر نظر نگهبانان قرار داشت ببرند و هر چه لازم دارند به ایشان بدهند. ولی داود دیگر هرگز با آنهاهمبستر نشد. پس آن ده زن تا آخر عمرشان در انزوا ماندند. ۴ بعد از آن، پادشاه به عماسا دستور داد که در عرض سه روز سپاه یهودا را آماده سازد تا نزد او حاضر شوند. ۵ عماسا برای جمع آوری سربازان بیرون رفت، ولی این کار بیش از سه روز طول کشید. ۶ پس داود به ابیشای گفت: «شبع برای ما از ابشالوم خطرناک تر خواهد بود. بنابراین تو افراد مرا برداشته، او را تعقیب کن پیش از اینکه وارد شهر حصارداری شده، از دست ما فرار کند.»

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.