پادگرد
کاور مردی در تبعید ابدی اثر زنده یاد نادر ابراهیمی
داستان زندگی مشاهیر

مردی در تبعید ابدی اثر زنده یاد نادر ابراهیمی

۱ خرداد ۱۴۰۲ · 1 ساعت و 14 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بازخوانی كتاب «مردی در تبعید ابدی» اثر زنده یاد نادر ابراهیمی به مناسبت ۱ خرداد روز بزرگداشت ملاصدرا (صدرالمتألهین) شنونده پادكست «كتاب شب» درباره زندگی صدرالدین محمد ابن ابراهیم باشید. این روایت براساس كتاب مردی در تبعید ابدی اثر زنده یاد نادر ابراهیمی، مجصول انتشارات فكر روز و برخی منابع دیگر است. «مردی در تبعید ابدی» عنوان رمانی از نادر ابراهیمی است كه بر اساس داستان زندگی محمدصدرشیرازی- ملاصدرای شیرازی (صدر المتألهین) نوشته شده است. آنچه این رمان را در بین سایر آثار نگارش یافته در این زمینه متمایز می‌كند، نگاه همزمان به داستان زندگی ملاصدرای شیرازی و سیر تكوینی اندیشه‌ها و تفكرات عرفانی فلسفی وی است. نویسنده در این زمان دو موضوع و رویكرد به ظاهر جداگانه اما به هم پیوسته را همزمان به پیش می‌برد و مخاطب در زمان آشنایی با داستان سرگذشت و زندگی شخصی، شخصیت مركزی رمان (ملاصدرای شیرازی) با چگونگی بروز و ظهور نطفه‌های اولیه تفكرات و اندیشه‌های فلسفی عرفانی و همچنین حكمت نظری ملاصدرای شیرازی آشنا می‌شود. زمان، حالت سیالی در طول رمان دارد. نویسنده سعی كرده تمام ابعاد شخصیت ملاصدرای شیرازی را هر چند مختصر در درون متن بیاورد. اما زمان حال را برای روایت رمان روزهای اولیه تبعید ملاصدرای شیرازی از اصفهان(پاییتخت شاه عباس صفوی) به مقصد نامعلومی انتخاب كرده است. شروع خوانش ابتدای رمان در بین راه است و سطرهای اولیه متن با دیالوگی از فاطمه همسر ملاصدرای شیرازی آغاز می‌شود: - آقا! خسته‌ایم و بیمار. تن دختر نو رسیده‌ام در تب می‌سوزد. شكایت نمی‌كنم و تا این لحظه می‌دانید. كه گله نیز نكرده‌ام. با شما بودن، چون شما صبور بودن را می‌طلبد. اما به خاطرتان می‌آورم كه ماه‌ها است آواره‌ایم آقا! از هیچ سو سكونتگاهی، راهی نیست كه اگر باشد هم مسدودش كرده‌اند. مگر شما، آقا چه گفته‌اید و چه كرده‌اید كه دشمناتان به چنین عذابی مهمان‌تان كرده‌اند؟»

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.