پادگرد
کاور قصه صوتی کودکانه خانواده خوشبخت اثر هانس کریستین اندرسن
داستان صوتی کودکانه و قصه های شبانه آرامش بخش|قصه های فارسی برای خواب کودک

قصه صوتی کودکانه خانواده خوشبخت اثر هانس کریستین اندرسن

۱۹ مهر ۱۳۹۹

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

قصه صوتی کودکانه با صدای خانم سحر شریفی اثری از هانس کریستین اندرسن گل نیلوفر دور هر درخت و ستون و مجسمه ای می پیچه و از اون بالا میره. اگه جای این گیاه گرم و مرطوب باشه خیلی زود رشد می کنه و همه دیوارهای اطرافش رو با برگ های سبز خودش می پوشونه . بوته نیلوفر هیچ وقت به تنهایی رشد نمی کنه . همیشه جایی که یک بوته نیلوفر رشد می کنه ، بوته های دیگه هم کنارش هستند و رشد می کنند. برگ نیلوفر غذای حلزونهاست. حلزون های سفید و بزرگی که صدها سال پیش مردم با اون ها غذاهای خوشمزه درست می کردند.اون روزها مردم عقیده داشتند حلزونهای سفید بخاطر خوردن برگ های نیلوفر، بزرگ و خوشمزه میشن. به خاطر همین مردم تخم نیلوفر رو توی باغچه هاشون می کاشتند. دریک خونه بزرگ و متروک که ساکنان اون از دنیا رفته بودند و کسی هم نبود که حلزون ها رو بخوره . اما نیلوفرها زنده بودند. اون ها در تمام باغچه و در راهروهای خونه رشد کرده بودند و جنگلی از بوته های نیلوفر بوجود اومده بود. به جز نیلوفرها دو حلزون بزرگ سفید در اون باغچه زندگی می کردند. حلزون ها پیر شده بوند و خودشون را لابلای نیلوفرها پنهون کرده بودند . حلزون ها خودشون هم نمی دونستند چند سالشونه. فقط یادشون می اومد که چند سال پیش تعدادشون خیلی زیاد بوده و کسی که اینجا زندگی می کرده اونها رو به این باغ آورده و نیلوفرها هم به خاطر حلزون ها کاشته شده . حلزون هرگز از این جنگل بیرون نرفته بودند اما خیلی خوب می دونستند که چیز دیگه ای غیر از جنگل خودشون در دنیا وجود داره و به اون خونه اربابی می گفتند و در اونجا حلزون ها رو سرخ می کردند و در یک ظرف نقره ای می گذاشتند . اما بعد چه اتفاقی می افتاد . اونها چیزی در این باره نمی دونستند …. برای شنیدن این داستان به طور کامل می توانید از لینک زیر آن را دانلود نمایید پخش آنلاین نام قصه خانواده خوشبخت (هانس کریستین اندرسن) راوی سحر شریفی نوع فایل mp3 زمان 10:40 حجم 12mb بخش داستان صوتی کودکانه دانلود نوشته قصه صوتی کودکانه خانواده خوشبخت اثر هانس کریستین اندرسن اولین بار در ایستگاه کودک پدیدار شد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.