پادگرد
کاور بچه های قصرالدشت بخوانند
داستان شب

بچه های قصرالدشت بخوانند

۱۲ مهر ۱۳۹۶ · 10 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بچه های قصرالدشت بخواننداز کتاب کابوس های فرامدرننویسنده : رضا کاظمیخوانش : سید سامان میربستانیداستان درباره چشم انتظاری مادری برای پسر نوجوانش است.ساعت 9 شب بود . معصومه خانوم کم کم داشت نگران می شد . به پسرش گفت : محمد جان برو ببین داداشت چرا انقدر دیر کرده . هرجام که باشه باید دیگه بیاد خونه . محمد با کلافگی لباس پوشید و رفت بیرون و معصومه خانوم تنهای تنها ماند با هزار خیال. نکند بلایی سرش آمده . نکند باز هم ... نکند خدایی نکرده ...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.