پادگرد
کاور فرودگاه شلوغ آقای نویسنده
داستان شب

فرودگاه شلوغ آقای نویسنده

۱۴ دی ۱۳۹۶ · 31 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

ویالن سل با صدای بیتا ملکوتیبرای پدرم و رنج هایش...مرد در دفتر خاطراتش خواهد نوشت: صدای اذان مرا اد بچگی هایم می اندازد، آجر های قرمز، سرو های بلند، فواره ی میان استخر، ماهی های سیاه و قرمز و طلایی، درهای چوبی و شیشه های مشبک خونه ی شمیران...صدای کشیدن اره روی گوشت قرمز، پانزده سالگی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.