پادگرد
کاور 2515.دیدگاه شب (شماره ششم)
داستان شب

2515.دیدگاه شب (شماره ششم)

۹ خرداد ۱۴۰۴ · 43 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

دوستان شب بخیر شماره‌ی دو هزار و پانصد و پانزدهم ۹ خرداد ۱۴۰۴ دیدگاهِ شب «#پادکست_شماره_۶» نام داستان: «#عشق_به_آنچه_هست» داستان‌نویس: «#متانت_فرهنگ_خواه» خوانش و اجرا: «#طیبه_رضایی» موسیقی :«#زبیگنیف_پرایزنر #یان_تیرسن #فهیمه_اکبر» نمی‌شد کنار هم باشیم. نمی‌گذاشتند. مرزها! این مرزهای مزخرف. منظورم تمایز علم و شبه علم و سایر فراورده‌های فعالیت‌های انسانی مانند هنر، ادبیات و باورها نیست. درباره‌ی مرزهای جغرافیایی صحبت می‌کنم. همان‌ها که در قرن بیست‌ویک و در اوج فعالیت‌های سازمان‌های حقوق بشری و افراد معروف برای حفظ کرامت انسانی همچنان ما را از آغوش هم محروم می‌کنند. آغوش، هم‌آغوشی، لمس فیزیکی، هر چه که اسمش را می‌گذارید، من محتاجش هستم، حتی شده برای یک لحظه، یک چشم بر هم زدن. می‌خواهم ببویمشان. ببوسمشان. گور پدر کشورهایتان، مرزهایتان، قوانین مهاجرتیتان. نمی‌خواهم گوشی را بردارم و بگویم: 《خوبم. اون هم خوبه.》خوب نیستم! برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید :👇🏻 ‌ hamibash.com/dastaneshab #داستان_شب @dastaneshab

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.