پادگرد
کاور قلم سرنوشت؛ رفيق و شفيق، ۴ از ۲۵
داستان های تاریخی

قلم سرنوشت؛ رفيق و شفيق، ۴ از ۲۵

۲۱ بهمن ۱۴۰۰

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

خلاصه‌ی اپیزود چهارم از قلم سرنوشت؛ دیگر فراگرفتن کار برای نویسنده سختی ندارد. روزی هوای دیدن مادر به دلش می‌افتد که دیدارش جنجالی می‌شود. تقی‌خان همچنان بر سرِ خشم و کینه و حسادت می‌باشد، مادرش هم به گونه‌ای از آمدن‌های او و دست‌و‌دل‌بازی‌هایش ناراحت است. در این بین او با دو پیرمردِ متضاد آشنا می‌شود که آینده‌اش را مقداری تغییر می‌دهد…! نویسنده؛ جعفر شهری‌باف راوی؛ فرهاد مهرآبادی برای حمایت از صدای قجرتایم؛ لینک پادکست‌های ما را با دوستان و خانواده‌ی محترم خود به اشتراک بگذارید. سپاسگزاریم. برای دیدن مطالب و دیگر پادکست‌های ما به وب‌سایت و اینستاگرام و تلگرام «قجرتایم» بپیوندید.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.