پادگرد
کاور #32 - چهار مرغ فتنه‌جو
داستان های مثنوی

#32 - چهار مرغ فتنه‌جو

۱۵ خرداد ۱۴۰۰ · 29 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

چار مرغ معنوی راه‌زن کرده‌اند اندر دل خلقان وطن چون امیر جمله دلهای سوی اندرین دور ای خلیفهٔ حق توی سر ببر این چار مرغ زنده را سر مدی کن خلق ناپاینده را بط و طاوسست و زاغست و خروس این مثال چار خلق اندر نفوس بط حرصست و خروس آن شهوتست جاه چون طاوس و زاغ امنیتست منیتش آن که بود اومیدساز طامع تابید یا عمر دراز بط حرص آمد که نولش در زمین در تر و در خشک می‌جوید دفین یک زمان نبود معطل آن گلو نشنود از حکم جز امر کلوا هم‌چو یغماجیست خانه می‌کند زود زود انبان خود پر می‌کند اندر انبان می‌فشارد نیک و بد دانه‌های در و حبات نخود تا مبادا یاغیی آید دگر می‌فشارد در جوال او خشک و تر وقت تنگ و فرصت اندک او مخوف در بغل زد هر چه زودتر بی‌وقوف لیک مؤمن ز اعتماد آن حیات می‌کند غارت به مهل و با انات آمنست از فوت و از یاغی که او می‌شناسد قهر شه را بر عدو آمنست از خواجه‌تاشان دگر که بیایندش مزاحم صرفه‌بر عدل شه را دید در ضبط حشم که نیارد کرد کس بر کس ستم لاجرم نشتابد و ساکن بود از فوات حظ خود آمن بود بس تانی دارد و صبر و شکیب چشم‌سیر و مثرست و پاک‌جیب کین تانی پرتو رحمان بود وان شتاب از هزهٔ شیطان بود زانک شیطانش بترساند ز فقر بارگیر صبر را بکشد به عقر از نبی بشنو که شیطان در وعید می‌کند تهدیدت از فقر شدید تا خوری زشت و بری زشت و شتاب نی مروت نی‌تانی نی ثواب لاجرم کافر خورد در هفت بطن دین و دل باریک و لاغر زفت بطن

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.