
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
گفت امیر او را که اینها راستست لیک بخش تو ازینها کاستست صد هزاران را چو من تو ره زدی حفره کردی در خزینه آمدی آتشی از تو نسوزم چاره نیست کیست کز دست تو جامهش پاره نیست طبعت ای آتش چو سوزانیدنیست تا نسوزانی تو چیزی چاره نیست لعنت این باشد که سوزانت کند اوستاد جمله دزدانت کند با خدا گفتی شنیدی روبرو من چه باشم پیش مکرت ای عدو معرفتهای تو چون بانگ صفیر بانگ مرغانست لیکن مرغ گیر صد هزاران مرغ را آن ره زدست مرغ غره کآشنایی آمدست در هوا چون بشنود بانگ صفیر از هوا آید شود اینجا اسیر قوم نوح از مکر تو در نوحهاند دل کباب و سینه شرحه شرحهاند عاد را تو باد دادی در جهان در فکندی در عذاب و اندهان از تو بود آن سنگسار قوم لوط در سیاهابه ز تو خوردند غوط مغز نمرود از تو آمد ریخته ای هزاران فتنهها انگیخته عقل فرعون ذکی فیلسوف کور گشت از تو نیابید او وقوف بولهب هم از تو نااهلی شده بوالحکم هم از تو بوجهلی شده ای برین شطرنج بهر یاد را مات کرده صد هزار استاد را ای ز فرزینبندهای مشکلت سوخته دلها سیه گشته دلت بحر مکری تو خلایق قطرهای تو چو کوهی وین سلیمان ذرهای کی رهد از مکر تو ای مختصم غرق طوفانیم الا من عصم بس ستارهٔ سعد از تو محترق بس سپاه و جمع از تو مفترق
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.


