
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
باز آن باشد که باز آید به شاه باز کورست آنک شد گمکرده راه * راه را گم کرد و در ویران فتاد باز در ویران بر جغدان فتاد * او همه نورست از نور رضا لیک کورش کرد سرهنگ قضا * خاک در چشمش زد و از راه برد در میان جغد و ویرانش سپرد * بر سری جغدانش بر سر میزنند پر و بال نازنینش میکنند * ولوله افتاد در جغدان که ها باز آمد تا بگیرد جای ما * چون سگان کوی پر خشم و مهیب اندر افتادند در دلق غریب * باز گوید من چه در خوردم به جغد صد چنین ویران فدا کردم به جغد * من نخواهم بود اینجا میروم سوی شاهنشاه راجع میشوم * خویشتن مکشید ای جغدان که من نه مقیمم میروم سوی وطن * این خراب آباد در چشم شماست ورنه ما را ساعد شه ناز جاست * جغد گفتا باز حیلت میکند تا ز خان و مان شما را بر کند * خانههای ما بگیرد او بمکر برکند ما را به سالوسی ز وکر * مینماید سیری این حیلتپرست والله از جمله حریصان بترست * او خورد از حرص طین را همچو دبس دنبه مسپارید ای یاران به خرس * لاف از شه میزند وز دست شه تا برد او ما سلیمان را ز ره * خود چه جنس شاه باشد مرغکی مشنوش گر عقل داری اندکی * جنس شاهست او و یا جنس وزیر هیچ باشد لایق گوزینه سیر * آنچ میگوید ز مکر و فعل و فن هست سلطان با حشم جویای من * اینت مالیخولیای ناپذیر اینت لاف خام و دام گولگیر * هر که این باور کند از ابلهیست مرغک لاغر چه درخورد شهیست * کمترین جغد ار زند بر مغز او مر ورا یاریگری از شاه کو * گفت باز ار یک پر من بشکند بیخ جغدستان شهنشه بر کند * جغد چه بود خود اگر بازی مرا دل برنجاند کند با من جفا * شه کند توده به هر شیب و فراز صد هزاران خرمن از سرهای باز * پاسبان من عنایات ویست هر کجا که من روم شه در پیست * در دل سلطان خیال من مقیم بی خیال من دل سلطان سقیم * چون بپراند مرا شه در روش میپرم بر اوج دل چون پرتوش
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.


