پادگرد
کاور #53 - داستان شاه ترمذ و دلقک
داستان های مثنوی

#53 - داستان شاه ترمذ و دلقک

۲۴ شهریور ۱۴۰۰ · 29 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

سید ترمد که آنجا شاه بود مسخرهٔ او دلقک آگاه بود | داشت کاری در سمرقند او مهم جست‌الاقی تا شود او مستتم | زد منادی هر که اندر پنج روز آردم زانجا خبر بدهم کنوز | دلقک اندر ده بد و آن را شنید بر نشست و تا بترمد می‌دوید | مرکبی دو اندر آن ره شد سقط از دوانیدن فرس را زان نمط | پس به دیوان در دوید از گرد راه وقت ناهنگام ره جست او به شاه | فجفجی در جملهٔ دیوان فتاد شورشی در وهم آن سلطان فتاد | خاص و عام شهر را دل شد ز دست تا چه تشویش و بلا حادث شدست | یا عدوی قاهری در قصد ماست یا بلایی مهلکی از غیب خاست | که ز ده دلقک به سیران درشت چند اسپی تازی اندر راه کشت | جمع گشته بر سرای شاه خلق تا چرا آمد چنین اشتاب دلق | از شتاب او و فحش اجتهاد غلغل و تشویش در ترمد فتاد | آن یکی دو دست بر زانوزنان وآن دگر از وهم واویلی‌کنان | از نفیر و فتنه و خوف نکال هر دلی رفته به صد کوی خیال | هر کسی فالی همی‌زد از قیاس تا چه آتش اوفتاد اندر پلاس | راه جست و راه دادش شاه زود چون زمین بوسید گفتش هی چه بود | هرکه می‌پرسید حالی زان ترش دست بر لب می‌نهاد او که خمش | وهم می‌افزود زین فرهنگ او جمله در تشویش گشته دنگ او | کرد اشارت دلق که ای شاه کرم یک‌دمی بگذار تا من دم زنم | تا که باز آید به من عقلم دمی که فتادم در عجایب عالمی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.