پادگرد
کاور #57 - اندرز گفتن صوفی به خادم خانقاه
داستان های مثنوی

#57 - اندرز گفتن صوفی به خادم خانقاه

۸ آبان ۱۴۰۰ · 29 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

صوفیی می‌گشت در دور افق * تا شبی در خانقاهی شد قنق | یک بهیمه داشت در آخر ببست * او به صدر صفه با یاران نشست | پس مراقب گشت با یاران خویش * دفتری باشد حضور یار پیش | دفتر صوفی سواد حرف نیست * جز دل اسپید همچون برف نیست | زاد دانشمند آثار قلم * زاد صوفی چیست آثار قدم | همچو صیادی سوی اشکار شد * گام آهو دید و بر آثار شد | چندگاهش گام آهو در خورست * بعد از آن خود ناف آهو رهبرست | چونک شکر گام کرد و ره برید * لاجرم زان گام در کامی رسید | رفتن یک منزلی بر بوی ناف * بهتر از صد منزل گام و طواف | آن دلی کو مطلع مهتابهاست * بهر عارف فتحت ابوابهاست | با تو دیوارست و با ایشان درست * با تو سنگ و با عزیزان گوهرست | آنچ تو در آینه بینی عیان * پیر اندر خشت بیند بیش از آن | پیر ایشانند کین عالم نبود * جان ایشان بود در دریای جود | پیش ازین تن عمرها بگذاشتند * پیشتر از کشت بر برداشتند | پیشتر از نقش جان پذرفته‌اند * پیشتر از بحر درها سفته‌اند

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.