پادگرد
کاور #61 - داستان زندانی مفلس
داستان های مثنوی

#61 - داستان زندانی مفلس

۲۵ بهمن ۱۴۰۰ · 29 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بود شخصی مفلسی بی خان و مان * مانده در زندان و بند بی امان | لقمهٔ زندانیان خوردی گزاف * بر دل خلق از طمع چون کوه قاف | زهره نه کس را که لقمهٔ نان خورد * زانک آن لقمه‌ربا گاوش برد | هر که دور از دعوت رحمان بود * او گداچشمست اگر سلطان بود | مر مروت را نهاده زیر پا * گشته زندان دوزخی زان نان‌ربا | گر گریزی بر امید راحتی * زان طرف هم پیشت آید آفتی | هیچ کنجی بی دد و بی دام نیست * جز بخلوتگاه حق آرام نیست | کنج زندان جهان ناگزیر * نیست بی پامزد و بی دق الحصیر | والله ار سوراخ موشی در روی * مبتلای گربه چنگالی شوی | آدمی را فربهی هست از خیال * گر خیالاتش بود صاحب‌جمال | ور خیالاتش نماید ناخوشی * می‌گدازد همچو موم از آتشی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.