
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
چشم آدم بر بلیسی کو شقیست * از حقارت وز زیافت بنگریست | خویشبینی کرد و آمد خودگزین * خنده زد بر کار ابلیس لعین | بانگ بر زد غیرت حق کای صفی * تو نمیدانی ز اسرار خفی | پوستین را بازگونه گر کند * کوه را از بیخ و از بن برکند | پردهٔ صد آدم آن دم بر درد * صد بلیس نو مسلمان آورد | گفت آدم توبه کردم زین نظر * این چنین گستاخ نندیشم دگر | یا غیاث المستغیثین اهدنا * لا افتخار بالعلوم و الغنی | لا تزغ قلبا هدیت بالکرم * واصرف السؤ الذی خط القلم | بگذران از جان ما سؤ القضا * وامبر ما را ز اخوان صفا | تلختر از فرقت تو هیچ نیست * بی پناهت غیر پیچاپیچ نیست | رخت ما هم رخت ما را راهزن * جسم ما مر جان ما را جامه کن | دست ما چون پای ما را میخورد * بی امان تو کسی جان چون برد | ور برد جان زین خطرهای عظیم * برده باشد مایهٔ ادبار و بیم | زانک جان چون واصل جانان نبود * تا ابد با خویش کورست و کبود | چون تو ندهی راه جان خود برده گیر * جان که بی تو زنده باشد مرده گیر | گر تو طعنه میزنی بر بندگان * مر ترا آن میرسد ای کامران | ور تو ماه و مهر را گویی جفا * ور تو قد سرو را گویی دوتا | ور تو چرخ و عرش را خوانی حقیر * ور تو کان و بحر را گویی فقیر | آن بنسبت با کمال تو رواست * ملک اکمال فناها مر تراست | که تو پاکی از خطر وز نیستی * نیستان را موجد و مغنیستی | آنک رویانید داند سوختن * زانک چون بدرید داند دوختن
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.

