پادگرد
کاور #64 - کلوخ انداختن مرد از سر دیوار
داستان های مثنوی

#64 - کلوخ انداختن مرد از سر دیوار

۱۱ اسفند ۱۴۰۰ · 29 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

ر لب جو بوده دیواری بلند * بر سر دیوار تشنهٔ دردمند | مانعش از آب آن دیوار بود * از پی آب او چو ماهی زار بود | ناگهان انداخت او خشتی در آب * بانگ آب آمد به گوشش چون خطاب | چون خطاب یار شیرین لذیذ * مست کرد آن بانگ آبش چون نبیذ | از صفای بانگ آب آن ممتحن * گشت خشت‌انداز از آنجا خشت‌کن | آب می‌زد بانگ یعنی هی ترا * فایده چه زین زدن خشتی مرا | تشنه گفت آبا مرا دو فایده‌ست * من ازین صنعت ندارم هیچ دست | فایدهٔ اول سماع بانگ آب * کو بود مر تشنگان را چون رباب | بانگ او چون بانگ اسرافیل شد * مرده را زین زندگی تحویل شد | یا چو بانگ رعد ایام بهار * باغ می‌یابد ازو چندین نگار | یا چو بر درویش ایام زکات * یا چو بر محبوس پیغام نجات | چون دم رحمان بود کان از یمن * می‌رسد سوی محمد بی دهن

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.